تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
كه يا مولانا خدا دل او را از ايمان پر كند و چون بگويد كه يا غاية رغبتنا خدا در روز قيامت خواهش او و مثل خواهش همهء خلائق را به او عطاء كند و چون بگويد كه أسألك يا الله ان لا تشوه خلقى بالنار خداوند جبار جل جلاله بفرمايد كه بندهء من خواهش آزادى از آتش دوزخ را از من نمود اى فرشتگان من شاهد باشيد كه من او را از آتش دوزخ آزاد كردم و پدر و مادر و برادران و خواهران و كسان و فرزندان و همسايگانش را نيز آزاد كردم و او را شفيع گردانيدم در حق هزار مرد از كسانى كه آتش دوزخ از براى ايشان واجب شده بود و او را از آتش پناه دادم پس يا محمد اين سخنان را بپرهيزكاران بياموزان و اينها را بمنافقان مياموزان زيرا كه اينها دعائيست كه از براى گويندهء اينها مستجاب است ان شاء اللَّه و اين دعاء اهل بيت المعمور است در گرداگرد آن هر گاه چنان باشند كه به آن طواف كنند و بدور آن بگردند . « مترجم گويد » كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه دليل بر اينكه خداى عز و جل عالم و قادر وحى است به خودى خود نه بعلم و قدرت و حيات كه هر يك غير او باشد آنست كه اگر عالم باشد بواسطه علمى علمش از يكى از دو امر خالى نباشد يا آنست كه اين از صفات نقص است و هر منقوصى كه نقص به او رسيده محدث است كه ديگرى او را احداث كرده به آنچه ما آن را مقدم داشتيم و اگر قديم باشد واجب شود كه چيزى غير از خداى عز و جل قديم باشد و اين بالاجماع كفر است و همچنين است قول در قادر و قدرتش و در حى و حياتش و دليل بر اينكه آن جناب عز و جل هميشه عالم و قادر وحى بوده آنست كه ثابت شد كه خدا عالم و قادر وحى است به خودى خود و بدليلها به صحت پيوسته كه خداى عز و جل قديم است و هر گاه امر چنين باشد هميشه عالم خواهد بود زيرا كه ذاتش كه علم از براى آنست هميشه بوده و خود همين امر دلالت مىكند بر اينكه آن جناب هميشه قادر وحى بوده :