گرداننده است چه هر كه و هر چه را كه خواهد برميدارد و بلند ميگرداند و اگر چه در نهايت پستى باشد و شديد بمعنى سخت است و صاحب شدت و سختى چه عذاب و نكالش در نهايت شدت و غايت سختى است و ضار گزند رساننده است كه بهر كه خواهد گزند مىرساند بجهاتى كه خود ميداند و معز يعنى عزيز و ارجمند سازنده چه هر كه را خواهد عزيز و ارجمند گرداند و بتوفيق ايمان و معرفت چنان كه فرموده
وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
و معطى بخشنده است و چه بخشش است كه از او نسبت ببندگان ناتوان نشده باشد و متعالى بر آمده و بلند است و كيست كه زير دست او نباشد و چيست كه زبر او باشد و معيد يعنى برگرداننده چه آن جناب در آخرت همهء خلائق را بر ميگرداند از براى حساب و جزاء و مقدم در پيش اندازه است چه آن جناب آنچه خواهد پيش مياندازد و مىشود كه بمعنى متقدم باشد بمعنى اول و سابق چه پيش از او چيزى نيست و
ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ
يعنى خداوند توانائى استوار چه كرد درماندگى بر گرد سراپردهء توانائيش نگردد پس نه در قوتش فتورى باشد و نه در متانتش قصورى و مميت ميراننده است كه تمام زندگان را ميميراند چنان كه فرموده
وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا
و نافع سود دهنده و نفع بخشنده است كه به هر كه خواهد نفع مىرساند بجهاتى كه خود ميداند و در اينجا سودكننده درست نيست و منتقم كينه كشنده و و عقابكننده است چه بهر وضع كه خواهد از هر كه خواهد انتقام مىكشد به آنچه كرده باشد .
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از محمد بن عيسى بن عبيد از حسن بن محبوب از على بن ريأب از چندين نفر از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود هر كه خدا را عبادت كند بتوهم و گمان بىآنكه يقين بوجود آن جناب داشته باشد بحقيقت كه كافر شده و كسى كه اسم خدا را عبادت كند بواسطه حروف يا مفهوم وصفى و معنى آن اسم را عبادت نكند كه از آن به اين اسم تعبير مىشود كافر شده و آنكه اسم و معنى هر دو را عبادت كند