تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
شرك آورده و آنكه معنى را عبادت كند بواقع ساختن اسمها بر او كه اسمهاى آن - جناب را بر او واقع سازد با آن صفاتى كه خدا خويش را به آنها وصف فرموده و دل خود را بر آن محكم گرداند كه به آن اعتقاد كند و زبانش به آن گويا شود در نهان كار يا نهانيها و آشكار خويش اين گروه اصحاب امير المؤمنين‌اند و در حديث ديگر چنين است كه اين گروه ايشانند مؤمنان از روى حق و راستى بايمان درست و راست و خالص از شك و ريب و كاملان در ايمانند . حديث كردند ما را محمد بن محمد بن عصام كلينى « ره » و على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق گفتند كه حديث كرد ما را محمد بن يعقوب كلينى از على بن ابراهيم از پدرش از نضر بن سويد از هشام بن حكم كه حضرت صادق ( ع ) را از اسمهاى خدا و اشتقاق آنها سؤال نمود فرمود كه اللَّه مشتق است از إله و إله مألوه و معبودى را اقتضاء و خواهش مىكند و اسم غير مسمى است چه اسم همان مركب از حروف است چون زيد كه مركب است از زاى و ياء و دال و مسمى آن شخص معين مشخص است كه اين اسم بر او دلالت مىكند پس هر كه اسم خدا را عبادت كند نه معى را كافر شده و چيزى را عبادت نكرده و كسى كه اسم و معنى را هر دو عبادت كند شرك آورده و دو چيز را عبادت كرده و هر كه معنى را عبادت كند نه اسم اين عبادت توحيد است اى هشام آيا آنچه گفتم فهميدى هشام ميگويد كه عرض كردم كه مرا زياد كن و بيش از اين به من بفرما فرمود كه خداى عز و جل را نود و نه اسم است پس اگر اسم همان مسمى باشد هر آينه هر اسمى از آنها خدائى خواهد بود و ليكن خداى عز و جل معينى است كه بواسطهء اين اسمها بر او دلالت مىشود و همهء اين اسمها غير اويند اى هشام نان اسم است از براى آنچه خورده مىشود و آب اسم است از براى آنچه خورده مىشود و آب اسم است از براى آنچه پوشيده مىشود و آتش اسم است از براى آن سوزانندهء معروف اى هشام آيا فهميدى چنان فهميدى كه به آن دفع كنى و مخاصمه نمائى با دشمنان ما و كسانى كه در باب خدا الحاد ميكنند و از حق ميل مىنمايند و آنان كه با خداى عز و جل