تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
از براى او است زيرا كه خداى عز و جل بود و هيچ مكانى نبود . « صادق » صادق معنيش آنست كه خدا صادقى است كه در وعده‌اش غدر و بيوفائى نميكند و ثواب كسى را كه بعهد و پيمانش وفاء مىكند كم نخواهد كرد . « صانع » صانع معنيش آنست كه خدا صانع هر مصنوع يعنى خالق هر مخلوق و پديد آورندهء همه بدائع و تازها است و هر يك از اينها با همهء اينها دلالت بر اين دارد كه خدا به چيزى از خلقش نميماند زيرا كه مادر آنچه مشاهده كرده‌ايم كارى را نيافتيم كه بفاعل و كننده‌اش شباهت داشته باشد زيرا كه ايشان اجسام‌اند و كارهاى ايشان اجسام نيست و خدا از آن برتر است كه به كارهاى خود شباهت داشته باشد و كارهاى او گوشت است و استخوان و مو و خون و پى و رگها و اعضاء و جوارح و اجزاء و روشنى و تاريكى و زمين و آسمان و سنگ و درخت و غير اينها از اصناف خلق و همهء اينها كار و كارگرى آن جناب عز و جل است و همهء اينها دليل‌اند بر وحدانيت او و شاهداند بر انفرادش و بر آنكه او بخلاف خلق خويش است و بر اينكه او را شريكى نه و بعضى از حكماء يعنى ابو نواس در اين معنى شعرى گفته و او نرگس را وصف مىكند كه
عيون في جفون في فنون * بدت فاجاد صنعتها المليك بابصار البغنج طامحات * كان حداقها ذهب سبيك على غض الزمرد مجزات * بان اللَّه ليس له شريك
يعنى چشمهاى چندى در پلكها كه در شاخها ظاهر و هويدا شده‌اند و پادشاه عالم صنعت و ساخت آنها را نيكو كرده كه بديدهاى تغنج و كرشمه كردن به بالا نگرانند گويا كه سياهيهاى چشمهاى آنها زريست گذاحته بر شاخ زمرد و خبر دهندگانند باينكه خدا نيست از برايش شريكى . « طاهر » طاهر معنيش آنست كه خدا منزه است از اشتباه و همتايان و اضداد و امثال و اندازها و زوال و انتقال و معنيهاى خلق از درازى و پهنا و اطراف و گرانى و سبكى و تنگى و شبرى و داخل شدن و برون رفتن و بهم چسبيدن و از يك ديگر جدا شدن و بو و مزه و رنگ و سودن و درشتى و نرمى و گرمى و سردى و حركت و سكون و اجتماع