نيكوكار ايشان باشد و خواه نابكار ايشان رزق و روزى دادنى و مؤلف گفته كه رزق بفتح راء روايت عرب است و اگر مصدر را اراده كرده بودند رزق بكسر راء ميگفتند و آن خطاء است زيرا كه رزق به اول مكسور روزى است و هر چه از آن نفعى توان گرفت و و هر چند كه بمعنى روزى دادن و بخشيدن نيز مىباشد و اما رزق بفتح راء بمعنى روزى دادن و بخشيدنست و بس گفته مىشود كه ارتزق الجند رزقة واحده يعنى لشكر روزى را يك مرتبه گرفتند و در قاموس ميگويد كه رزق و بفتح راء مصدر حقيقى است و يك مرتبه رزقهء با هاء است .
رقيب رقيب معنيش حافظ است و آن فعيل بمعنى فاعل است و رقيب قوم پاسبان ايشانست .
« رؤف » رؤف معنيش رحيم است و رأفت رحمت است .
رائى رائى معنيش عالم و رؤيت علم است اگر رؤيت بصرى و ديدن به چشم نباشد و معنى دويم آنكه آن بمعنى بيننده است و معنى رؤيت ديدن و در معنى عالم روا باشد كه بگوئى كه خدا هميشه رائى بوده و اين در معنى ديدن جائز نيست .
« سلام » سلام معنيش مسلم و سلامتى دهنده است و آن توسع است زيرا كه سلام مصدر است و مراد از آن اينست كه سلامتى از جانب او يافته مىشود و سلام و سلامت بفتح سين در هر دو مثل رضاع و رضاعت و لذاذ و لذات است در وزن و در اينكه هر دو مصدرند بيك معنى و اول بمعنى شير خوردن و دويم بمعنى خوشمزه يافتن باشد و معنى دويم آنكه خدا به اين صفت وصف مىشود بسلامتيش از آنچه بخلق ملحق مىشود از عيب و نقص و زوال و انتقال و فناء و مرگ پس مصدر بمعنى اسم مفعول است كه مسلم باشد و قول خداى عز و جل
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ
يعنى از براى پند پذيرانست خانهء سلام در نزد پروردگار ايشان يعنى در عهده و ضمان او يا در نزد او ذخيره گذاشته شده و سلام همان خداى عز و جل و خانهاش بهشت است و اضافهء آن بسوى خدا به جهت تعظيم آنست چنان كه در دنيا خانهء