معنى ربوبيت از براى او و ربيون آنانند كه با پيغمبران عليهم السلام صبر كردند .
« مترجم گويد » كه در شرح عدهء لغت مذكور است كه ربيون علماءاند و مفردش ربى بر وزن جنبى است و بعضى گفتهاند كه جماعتهايند و ربانيون فقهاء و اشرافند و مفرد آنها ربانى است و ابن اعرابى گفته است كه ربانى آنست كه درجه و پايهاش در علم عالى و بلند باشد و قول خداى تعالى
كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
ربانيون ارباب علماند كه ميدانند و عمل ميكنند به آنچه ميدانند و اصل آن از رب است يعنى پروريدن زيرا كه ايشان علم را ميپرورند و بعضى از اهل علم گفته كه ربانيون دانايان بحلال و حراماند .
رحمان رحمان معنيش خدائى است كه رحمتش بر بندگانش واسع است و ايشان را به روزى و انعام بر ايشان نعيم ميدهد و گفته مىشود كه آن نامى است از نامهاى خداى تبارك و تعالى كه در كتابها ذكر شده و او را در آن همنامى نيست و مرد را دلرحيم ميگويند و دلرحمن نميگويند زيرا كه رحمان قدرت بر كشف بلوى و بردن زحمت دارد و رحيم از خلقش بر آن قدرت ندارد و گروهى تجويز كردهاند كه مرد را رحمان بگويند و از آن غابت و نهايت در رحمت را اراده نمودهاند و اين خطاء است و رحمان رحمان است بهمهء عالم و رحيم مؤمنان بخصوص است .
« رحيم » رحيم معنيش اين كه خدا رحيم است بمؤمنان كه ايشان را در عاقبت امرشان برحمت خود مخصوص ميسازد چنان كه خداى عز و جل فرموده كه
وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً
يعنى و بود خدا بمؤمنان مهربان و هست و خواهد بود و رحمان و رحيم دو اسمند كه مشتقاند از رحمت و بروزن ندمان و نديماند كه بمعنى هم صحبتاند و معنى رحمت نعمت است و راحم منعم چنان كه خداى تعالى برسولش ( ص ) فرموده كه
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
يعنى و نفرستاديم تو را مگر رحمت و بخشايشى از براى عالميان يعنى نعمت بر ايشان و معنى رحمت رقت و دلنرمى نيست زيرا كه رقت از خدا منفى است و جز اين نيست كه رقيق القلب از مردمان كه دلرحيم باشد برحيم ناميده شده به جهت بسيارى يافت