تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
« مترجم گويد » كه مؤلف گفته كه محمد بن على بن حسين مؤلف اين كتاب ميگويد كه معنى قول پيغمبر ( ص ) كه خداى تبارك و تعالى را نود و نه نام است هر كه آنها را احصاء كند داخل بهشت شود آنست كه مذكور مىشود يعنى قول مؤلف كه احصاى او همان احاطهء به آنها و اطلاع بر معانى آنها است و معنى احصاء شمردن آنها نيست و باللَّه التوفيق و هر چند كه بمعنى شمردن نيز آمده باشد و در منتخب پنج معنى از برايش ذكر كرده و از جملهء آنها شمردن و توانستن و دانستن است و در شرح عده ميگويد كه احصاء احاطهء علم است باستقضاى عدد و احصاء نيز توانستن و معرفت است و چون مؤلف اين نامها را شرح و بيان نموده انسب آنست كه ترجمهء آنها را ذكر كنيم تا در خلال عبارتش احتياج بترجمه نباشد و ترجمهء نامها بطريق اجمال اينست كه إله يعنى خدا كه بر وجوب وجود و جامعيت صفات كمال مستحق پرستش است و واحد واحد هر دو بمعنى يكيست يا اول بمعنى يكى و دويم بمعنى يگانه باشد و صمد پناه نيازمندان نيز نخواهد بود و سميع شنواست بذات خويش كه همه چيز را مىشنود و بصير بينا است و اول نخستين است و آخر پسين كه پيش از او چيزى و كسى نبوده و بعد از او نيز نخواهد بود و سمعى شنوا است بذات خويش كه همه چيز را مىشنود و بصير بينا است و بذات خويش كه هر چيزى را مىبيند حتى نشانهء پاى مورچه بر سنگ خارا در شب تار و آنچه از آن پنهان‌تر باشد و قدير چون قادر و مقتدر بمعنى توانا است و در اقتدار شدتى است كه در قدرت نيست و قدير دلالت بر ثبوت دارد كه قادر دلالت بر آن ندارد و چيزى از نفوذ قدرت آن جناب در آن سرباز مىزند و طاقت امتناع ندارد و قاهر قهركننده و شكنندهء گامها است چون قهار مگر آنكه دويم دلالت بر مبالغه دارد كه اول ندارد و على بلند مرتبه و اعلى بمعنى برتر است و باقى بمعنى باز پس ماده از چيزى باشد و هميشه و بديع بمعنى مبدع است و مبدع از سر نو پديد آورنده باشد كه بىماده و مدت چيزى را پيدا كند و بارى با همزه آفريننده است بىمثال سابق و با ياء آفرينندهء از خاكست چه غير از آدم خلق بسيارى را نيز از خاك آفريده و مىآفريند و اكرم بمعنى بزرگوارتر و بخشنده‌تر است و ظاهر بمعنى پيدا و باطن نهان و دانندهء نهان است وحى زنده است بحياة ابدى كه هرگز نميرد و فناء و نيستى بر او روا نيست و حكيم