از جسمانيات باشد و بر عرش مملكت خويش مستولى است بدون زوالى كه به او رو اورد و بر خلائق برترى دارد اما بىآنكه ايشان از آن جناب دور باشند يا آن جناب ايشان را سوده و لمس نموده باشد و آن جناب را حدى نيست كه به آن حد و اندازه منتهى شود و به پايان رسد و او را مانند و نظيرى نه تا بماند خويش شناخته شود هر كه از خدايا غير از خدا تجبر كرد و جبروت را به خود بست خوار و بيمقدار گرديد و هر كه غير از آن جناب اظهار بزرگى نمود كوچك شد همه چيز به جهت عظمتش فروتنى نمودند و از براى سلطنت و عزتش طريقه انقياد را پيمودند چشمهائى كه بكرانه مينگرند از دريافتش كلال بهم رسانيدهاند و خيالات خلائق بصفتش نرسيده ايستادهاند آنكه اول و پيش از هر چيزى است و آخر است و بعد از هر چيز و چيزى با او برابرى نميكند و بر همه چيز غالب است بواسطه غلبه و قهرى كه بر وجود و فناى آنها دارد و همه مكانها را مشاهده مىكند يا در آنها مشاهده مىنمايد و در آنها حضور دارد بىآنكه بسوى آنها منتقل شود هيچ صاحب لمسى او را لمس نكند و هيچ حاسهء او را در نيابد
وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ
و اوست آنكه در آسمان خدا است و در زمين خدا است و اوست راستكار و درست كردار در تدبير امر خلائق و دانا به مصالح ايشان محكم ساخته آنچه را كه آفريدنش را خواسته و از همه چيزها و ليكن نه بواسطه مثالى كه پيشى گرفته باشد بسوى آن و بعضى گفتهاند كه مراد از مثال صورت علميه است يعنى خلق فرموده آنچه را كه اراده نمودهاند به صورت علميه زائده كه بسوى مراد پيشى گرفته باشد چه علم آن جناب انفعالى نيست و ماندگى و ملالى بر او داخل نشده در آفريدن آنچه آفريده در نزد خويش و مراد از آن مانند عرش و كرسى است تا به غير اينها چه رسد و احتمال دارد كه مراد جميع آفريدگان باشد و آخر كلام به جهت سجع زياد شده باشد ابتداء فرمود به آنچه ابتداى به آن را اراده نموده و موجود ساخت آنچه ايجاد آن را خواست بر وفق اراده كامله و حكمت بالغه از دو گروه سنگين و عظيم القدر كه جن و انساند تا اينكه بسبب اين آفرينش پروردگارى او را بشناسند و فرمانبردارى او در ايشان جاى گيرد ستايش ميكنم آن جناب را بهمهء ستايشها كه يكى از آن بيرون نباشد و بر تمام نعمتهاى