در آن نفوذ فرموده تا بامور ظاهره چه رسد و بعضى گفتهاند كه احتمال دارد كه مراد از آنها مجردات باشد به اين معنى كه آن جناب از مجردات پوشيده و پنهانست تا بماديات چه رسد و در عقول كمال ظهور دارد بواسطه آنچه در خلقش ديده مىشود از علامات تدبير آنكه پيغمبران را از او سؤال كردند پس او را به حد و حركت يا بعض يا نقصان وصف نكردند بلكه او را بكردار نيكى كه دارد وصف فرمودند و بآيات و علامات آن جناب بر او دلالت نمودند عقلهاى صاحبان انديشه نميتوانند كه او را انكار نمايند زيرا كه هر كه در آسمانها و زمين و آنچه در اينها و آنچه در ميانه اينها است همه آفرينش او است و او است صانع اينها كه همه اينها را آفريده پس چيزى نيست كه قدرتش را دفع نمايد آنكه از خلق بوساطت عدم مشابهت دور شده پس چيزى مانند او نيست و آنكه خلق را براى عبادت و بندگى خويش آفريده و ايشان را بر طاعتش توانائى داده بسبب آنچه در ايشان قرار داده از شرائط تكليف مانند عقل و علم و غير آن چون قدرت و استطاعت و به حجتها عذر و بهانه ايشان را . قطع فرموده پس از روى حجتى ظاهر هلاك شد هر كه هلاك شد و از روى گواه نجات يافت هر كه نجات يافت و از براى خداى تعالى است فضل و احسان در حال ايجاد و اعادهء ايشان بعد از فناء در دنيا و آخرت و بعد از اينها بدرستى كه خدا و اوراست حمد كتاب خود را به حمد خود گشوده يا به آن مطلع آغاز نموده و امر دنيا و آمدن آخرت را به حمد ذات مقدس خود ختم فرموده و در كافى بجاى آمدن آخرت آبله آخرت است كه مراد از آن شدت و مصيبت است .
و فرموده كه
وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
يعنى و حكم كرده شود كه خداى تعالى حكم كند ميان بندگان خود براستى و هر كس را به مقام و منزلى كه در خور حال او باشد از بهشت و دوزخ فرود آورد و گفته شود يعنى مؤمنان ميگويند كه سپاس از براى خداست كه پروردگار عالميانست بر حكم كردن او ميان ما به حق و فرود آوردن هر يك از ما بمنزلى كه فراخور حال و در خور اعمال اوست بنا بر بعضى از تفاسير بعد از آن حضرت فرمود كه حمد از براى خدا است كه بزرگوارى و پادشاهى را در پوشيده بىآنكه صاحب تن باشد و جلال و بزرگى را رداى خود ساخته بدون آنكه مانند چيزى