عيسى از حسين بن خالد از أبو الحسن حضرت امام رضا ( ع ) كه فرمود خدا خير و خوبى را به تو تعليم فرمايد بدان كه خداى تبارك و تعالى قديم است و قديم بودن صفت او است كه عاقل را دلالت مىكند بر اينكه چيزى پيش از او نبوده و در وجود ازلى كه دارد هيچ چيز با او نبوده پس ظاهر شد از براى ما باقرار و اعتراف عامهء مردمان يا همهء آفريدگان به زبان حال يا مقال بواسطهء صفتى كه ايشان را عاجز نموده كه به آن متصف شوند كه چيزى پيش از خدا نبوده و چيزى درماندن دائمى با او نخواهد بود و باطل شد گفتهء كسى كه گمان كرده كه پيش از او يا با او هميشه چيزى بوده و بيانش اين است كه اگر هميشه چيزى در ماندن با او ميبود جائز نبود كه خداى خالق آن چيز باشد زيرا كه هميشه با او بوده پس چگونه مىشود كه خالق چيزى باشد كه هميشه با او بوده و اگر چيزى پيش از او ميبود آن چيز اول بود نه اين كه تو او را خدا ميدانى و آن اول اولى و احق بود باينكه خالق باشد از براى دويم كه تو او را اول فرض كردى بعد از آن خداى تبارك و تعالى خويش را وصف نمود بنامى چند به جهت دعاء و خواندن آن جناب خلائق را بسوى اينكه او را به اين نامها بخوانند زيرا كه ايشان را آفريد و بايشان فرمود كه در بندگى او مشغول باشند و ايشان را امتحان فرمود و مبتلى گردانيد چه اگر نامى نداشت خواندن و بندگى ممكن نبود و خود را ناميد بسميع و بصير و قادر و قائم و ناطق و ظاهر و باطن و لطف و خبير و قوى و عزيز و حكيم و عليم و آنچه به اين نامها شباهت داشته باشد پس چون غاليان كه از حد درگذشتهاند يا دشمنان و تكذيبكنندگان ما از نامهاى خدا اين را ديدند و حال آنكه از ما شنيده بودند كه از جانب خدا حديث ميكرديم كه چيزى مانند او نيست و هيچ خلقى در حال وصفت با او موافقت ندارد بر ما اعتراض كردند و گفتند كه چون شما گمان ميكنيد كه خدا را مثل و شبيهى نيست ما را خبر دهيد كه چگونه با او مشاركت نمودهايد در نامهاى نيك يا نيكوتر آن جناب و بهمهء اين نامها ناميده شدهايد در اين پس دليل است بر اينكه شما مثل اوئيد در همهء حالاتش يا در بعضى از آنها نه بعضى ديگر زيرا كه نامهاى پاكيزهاش شما را جمع كرده و شما به اين صفات متصف شدهايد و در آن با خدا شريكيد بايشان
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: اردكانى
ص١٩٠