تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
كه فرمود نميگويم كه خدا ايستاده است كه او را از مكانش زائل كنم و او را بمكانى حد و اندازه نميكنم كه در آن باشد و او را به اين حد و اندازه نميكنم كه در چيزى از اركان و جوارح حركت مىكند و او را حد نميكنم بلفظى كه از شكاف دهان باشد و ليكن چنانست كه خداى تبارك و تعالى فرموده كه باش پس مىباشد بخواست او بدون ترددى در نفس تنهائيست صمد كه بشريكى احتياج كه در ملكش از برايش باشد و درهاى علمش از برايش نميگشايد . حديث كرد ما را محمد بن احمد سنانى « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه اسدى كوفى از موسى بن عمران نخعى از عمويش حسين يزيد نوفلى از على بن سالم از ابو بصير از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود كه خداى تبارك و تعالى نه به زمان وصف مىشود و نه به مكان و نه به حركت و نه بانتقال و نه به سكون بلكه او آفرينندهء زمان و مكان و حركت و سكون است و برتر است از آنچه ستمكاران مىگويند برترى بزرگ . حديث كرد ما را محمد بن ابراهيم بن اسحق غرائمى گفت كه حديث كرد ما را ابو سعيد احمد بن محمد بن رميح نسوى گفت كه خبر داد ما را عبد العزيز بن اسحق گفت كه حديث كرد مرا جعفر بن محمد حسنى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن على بن خلف عطار گفت كه حديث كرد ما را بشر بن حسن مرادى از عبد القدوس و او پسر حبيب است از ابو اسحق سبيعى از حرث اعور از على بن ابى طالب ( ع ) كه داخل بازار شد و ديد كه مردى پشت خود را به او گردانيده ميگويد كه به حق آن كسى كه به آسمان هفتگانه در پرده رفته على ( ع ) بر پشتش زد و فرمود كيست آنكه هفت آسمان را حجاب قرار داده گفت خدايا امير المؤمنين حضرت فرمود كه خطاء كردى مادرت بمرگت نشنيد بدرستى كه خداى عز و جل در ميانهء او و خلقش حجابى نيست زيرا كه او با ايشانست در هر جا كه باشند عرض كرد كه يا امير المؤمنين كفارهء آنچه گفتم چه چيز است فرمود آنست كه بدانى كه خدا با تو است در هر جا كه باشى عرض كرد كه بيچارگان را طعام دهم فرمود نه جز اين نيست كه به غير پروردگارت قسم خوردى .
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 188 | اردكانى / الشيخ الصدوق