تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را موسى بن عمران از حسين بن يزيد نوفلى از على بن ابى حمزه از ابو بصير از حضرت صادق ( ع ) كه گفت به آن حضرت عرض كردم كه مرا خبر ده از خداى عز و جل كه آيا مؤمنان در روز قيامت او را مىبينند فرمود آرى و پيش از روز قيامت او را ديده‌اند عرض كردم در چه زمان فرمود در هنگامى كه بايشان فرمود كه
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
يعنى آيا نيستم پروردگار شما گفتند كه آرى تو پروردگار مائى پس حضرت ساعتى ساكت شداند بعد از آن فرمود كه و مؤمنان در دنيا پيش از روز قيامت او را مىبينند آيا تو چنان نيستى كه در همين وقت او را ببينى ابو بصير ميگويد كه به آن حضرت عرض كردم كه فداى تو گردم پس من به اين از تو حديث كنم فرمود نه زيرا كه تو هر گاه به اين حديث كنى پس منكرى كه جاهل باشد بمعنى آنچه ما ميگوئيم آن را انكار كند و بعد از آن تقدير كند كه اين تشبيه و كفر است باعث اين ناخوشى تو خواهى بود و ديدن بدل چون ديدن به چشم نيست خدا برتر است از آنچه فرقهء مشبهه و ملحدان او را وصف مىكنند . حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى « ره » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش ابراهيم بن هاشم از عبد السلام بن صالح هروى كه گفت به حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه چه ميفرمائى در حديثى كه اهل حديث آن را روايت ميكنند كه مؤمنان در بهشت در منزلهاى خود پروردگار خود را زيارت ميكنند حضرت ( ع ) فرمود كه اى ابو الصلت بدرستى كه خداى تبارك و تعالى پيغمبرش محمد ( ص ) را زيادتى داد بر همهء آفريدگانش از پيغمبران و فرشتگان و طاعت او را اطاعت خود و متابعت او را متابعت خود و زيارت او را در دنيا و آخرت زيارت خود قرار داد پس آن جناب عز و جل فرمود كه
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
يعنى هر كه رسول و فرستادهء خدا را كه محمد است فرمان برد پس بحقيقت كه خدا را فرمان برده و فرموده كه
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
يعنى بدرستى كه آنان كه با تو بيعت ميكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت ميكنند دست خدا در بالاى دستهاى ايشان است و