جوان مستوى الخلقهء خوش اندام يا كم سال كه به حد كمال رسيده باشد يا لائق بهر چيز در سن پسران سى ساله كه پايهايش در سبزى بود و عرض كرديم كه هشام بن سالم و صاحب طاق و ميثمى ميگويند كه آن جناب از پائين تا ناف ميان تهى است و باقى ماندهء بدنش تو پر است كه ميان ندارد حضرت بر رود در افتاد و سجده نمود و گفت كه پاك و منزه ميشمارم ترا از نقص عيب تشبيه ترا نشناختند و ترا بيگانگى پرستش نكردند پس از اين جهت تو را وصف نمودند و ترا پاك و منزه ميشمارم اگر تو را مىشناختند هر آينه تو را وصف ميكردند به آنچه تو خود را به آن وصف فرمودهء پاك و منزه ميشمارم تو را چگونه نفسهاى ايشان ايشان را فرمان بردارى نمود كه تو را به غير تو تشبيه كردند خداى من تو را وصف نميكنم مگر به آنچه تو خود را به آن وصف فرموده و تو را بآفريدگانت تشبيه نميكنم و توئى سزاوار هر خوبى پس مرا از گروه ستمكاران مگردان بعد از آن بجانب ما التفات نمود و فرمود كه آنچه را توهم كنيد از هر چه باشد و به خيال شما در آيد خدا را غير از آن توهم كنيد پس فرمود كه ما آل محمد گروهى هستيم بيك روش و ميانه رو كه آن كس كه از حق در گذشته يا دست بالا را گرفته ما را در نيابند و آنكه در پهلو در آمده ما را سبقت نگيرد يا بسوى ما نشتابد حاصل معنى آنكه آنها كه از حد درگذشتهاند بسوى ما باز نميگردند و آنان كه تقصير كردهاند بما ملحق نميشوند بعد از آن فرمود كه اى محمد بدرستى كه رسول خدا ( ص ) در آن هنگام كه بسوى عظمت پروردگارش نظر نمود در هيئات جوان مذكور و در سن پسران سى ساله بوداى محمد پروردگارم از آن عظيمتر و جلالتش از اين بيشتر است كه در صفت آفريدگان باشد محمد ميگويد كه به آن حضرت عرض كردم كه فداى تو گردم كه بود آنكه پايهايش در سبزى بود فرمود كه آن محمد است ( ص ) كه عادتش اين بود كه چون بدلش بسوى پروردگارش مىنگريست او را در نورى چون نور حجابها قرار ميداد تا آنكه آنچه در آن حجابها است از برايش ظاهر شود بدرستى كه نور خدا پارهء از آن سبز است و پارهء از آن سرخ و پارهء از آن سفيد و پاره غير از اينها است اى محمد آنچه كتاب خدا و سنت رسول ( ص ) از براى آن شهادت دهد ما به آن قائلم و تفسير اين حديث را في الجمله در كتاب مرات الرائى ذكر كردهام هر كه خواهد به آن رجوع نمايد .
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: اردكانى
ص١٠٤