تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
حضرت فرمود كه هر گاه روايات با قرآن مخالفت داشته باشد آنها را تكذيب ميكنم با آنچه مسلمانان بر آن اجماع كرده‌اند كه احاطه نميشود به او از روى علم و چشمها او را در نيابند و هيچ چيز مانند او نيست . پدرم رحمة اللَّه ، گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از احمد بن محمد بن عيسى از ابن ابى نجران از عبد اللَّه ، بن سنان از حضرت صادق ( ع ) كه در قول خداى عز و جل
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
فرمود كه وهم و خيال او را احاطه نميكند آيا نظر نميكنى بسوى فرمودهء آن جناب
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ
يعنى بحقيقت كه آمد شما را بينائيها و آنچه موجب بينائى و دانش شما است از نشانهاى روشن و دلائل ظاهره از جانب پروردگار كه مقصود خدا ديدن بچشمها نيست چه بصيرت و بينائى از براى نفس ناطقه چون بصر و چشم است از براى بدن پس آنكه گفته كه وضوح دلائل بر وجهى است كه گويا قوهء باصره آن را ميتواند ديد درست نديده
فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ
يعنى پس هر كه بينا شود پس از براى خود او است يعنى منفعت بينائى به خودش عائد گردد و حضرت فرمود كه مقصود خدا ديدن به چشم خويش نيست
وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها
يعنى و هر كه نابينا شود پس بر نفس اوست يعنى ضرر و و بال نابينائى بر آنست و نيز حضرت فرمود كه مقصود خدا كورى چشمها نيست بلكه نابينائى در مقابل بينائى است كه از براى نفس است و فرمود جز اين نيست كه مقصود خدا از آيه اينست كه وهم و خيال به او احاطه نميكند چنان كه ميگويند كه فلانى بينا است بشعر و فلانى بينا است بفقه و فلانى بينا است بدرمها و فلانى بينا است بجامها چه معلوم است كه مراد اين نيست كه ايشان شعر و فقه و درم و جامه را مىبينند بلكه مقصود اينست كه در اينها مهارت دارند و احوال اينها را خوب ميدانند و در آن صاحبان سر رشته‌اند و خدا از آن بزرگتر است كه به چشم سر ديده شود و مقصود حضرت اينست كه مرئى نشدن خدا امرى است بديهى كه احتياج ببيان ندارد و رد آن كس كه خلاف آن را گمان كرده ضرورى نيست و اما ادراك آن جناب بوهم و خيال گاهست كه از براى عوام محل شبهه شود و احتمال دارد كه مراد اين باشد كه هر گاه ادراك آن جناب بعقل ميسر نشود به چشم سر بطريق اولى ميسر نخواهد شد .
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 102 | اردكانى / الشيخ الصدوق