استقرار ندارد . پس هيچ آدمى از دردهاى سخت و مصيبتهاى آن جدا نباشد ، يا بالفعل يا بالقوه . پس ضرر آن يا حاصل است كه وقوع دارد يا متوقّعالحصول است ، و ازالهء هر يك از اين دو امر با قدرت بر آن واجب است . و دعا است كه اين را تحصيل مىكند و آن مقدور است . پس رفتن به سوى آن واجب باشد . و اميرالمؤمنين و سيّد الوصيّين - صلوات اللَّه عليه - بر اين معنى تنبيه نموده در آنجا كه فرموده : هيچ مبتلايى و هر چند كه بلاء و زحمتش بسيار باشد ، سزاوارتر نيست به دعا كردن از آن بىآفتى كه از بلاء ايمن نباشد . و از اين حديث احتياج هر كسى به دعا ظاهر شد ؛ خواه عافيت داشته باشد و خواه مبتلا باشد . و فائدهاش رفع بلاى حاصل و دفع شرىّ است كه نازل باشد ، يا جلب نفعى مقصود ، يا ثابت داشتن خير موجود و دوام آن است ، يا منعش از زوال ؛ زيرا كه ، حضرات معصومين عليهم السلام آن را وصف فرمودهاند به سلاح بودن . و سلاح از جملهء آنها است كه به واسطهء آن استجلاب نفع مىشود و به آن استدفاع ضرر مىشود ، و از براى همين آن را سپر نيز ناميدهاند . و سپر ، آلت پوششى است كه به واسطهء آن خود را از ناخوشىها نگاه مىدارند . و بعد از ذكر بعضى از اخبار در باب سلاح و سپر بودن آن و اينكه بلاى نازل و غير نازل را دفع مىكند ، مىگويد كه : پس به اين احاديث و آنچه در معنى اينها باشد . و آن بسيار است كه ما به جهت حذر كردن از طول دادن ، ايراد ننموديم . ظنّ دفع ضرر ؛ بلكه علم ، صحيح و درست شد به جهت صحّت خبر كسى كه راستگو است و دروغ نمىگويد » .
تا اينجا ترجمهء كلام ابنفهد است كه نقل شد ، و ظاهر آن خالى از ناخوشى و بحثى نيست كه اين موضع مقام بيان آن نيست . و دعا بر چهار قسم است : اوّل آنچه متعلّق است به تحميد و تمجيد و تسبيح و تعليل . دويم آنچه متعلّق است به طلب خير دنيا و رفع مكاره آن . سيم آنچه متعلّق است به طلب خير آخرت و توفيق خوبىهاى آن . چهارم آنچه متعلّق است به دو چيز يا سه چيز يا همهء اينها .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 297
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٩٧