تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
عَنِّي مالِيَهْ »
« 1 » تا قول آن جناب :
« إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ »
« 2 » » و ترجمهء آن ، اين است : « و امّا آنكه داده شود نوشتهء خويش و نامهء اعمالش را به دست چپش ، بعد از آنكه بر بدىهاى خود واقف شود ، بگويد - از روى ندامت - : اى كاشكى كه داده نمىشدم نامهء خود را ، و نمىدانستم كه حساب من چيست ! اى كاش آن مردنى كه در دنيا به آن مُردم ، حكم‌كننده بود به فناى ابدى ، يا قطع‌كنندهء امر من ، تا زنده نمىشدم ، ( يا حكم‌كننده به مردن من ، كه الحال مىمردم ) ! دفع نكرد از من عذاب را ، مال من و آنچه مرا بود ، . . . به درستى كه او در دنيا چنان بود كه ايمان نمىآورد به خداى بزرگوار ، كه مستحقّ عظمت و بزرگوارى است » . و حضرت فرمود : « اين مشرك است . و در سورهء طسم [ / شعرا ] فرو فرستاد كه :
« وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ * وَ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ * مِنْ دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِرُونَ * فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ * وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ »
« 3 » ؛ يعنى : « و ظاهر ساخته شود دوزخ از براى گمراهان ، تا در آن نظر كنند و مكان‌هاى خود را ببينند . و گفته شود به ايشان بر وجه عتاب و سرزنش ، كه كجايند آنچه پيوسته آن را مىپرستيديد از غير خدا . يعنى كجايند خدايان شما كه به آنها اميدوار بوديد ؟ ! آيا هيچ يارى مىدهند شما را به دفع عذاب از شما ؟ ! يا انتقام مىكشند از براى شما ، از كسى كه شما را عذاب مىكند ؟ ! يا ممتنع مىشوند از عذاب خود و آن را از خود دفع مىتوانند كرد ؟ ! پس نگون‌سار گردانيده شوند در دوزخ ، ايشان و گمراهان و لشكرهاى شيطان ، همهء ايشان » . و حضرت فرمود : « لشكرهاى شيطان ، ذرّيّهء اويند از شياطين . و قول خدا كه حكايت است از قول ايشان :
« وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ »
« 4 » ؛ يعنى : « و گمراه نگردانيدند ما را و بر ضلالت نداشتند ، مگر گناهكاران » . مقصود از آن مشركان‌اند ، كه اين گروه به ايشان اقتدا كردند و ايشان را بر شركى كه داشتند پيروى نمودند . و ايشان قوم محمدند صلى الله عليه و آله ، و يكى از يهود و
هامش
( 1 ) . حاقّه ، 25 - 28 . و آنچه از آيه ذكر نشده اين است :« هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ * خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ »؛ و كم و نابود گشت از من تسلّط و فرمانروايى من . بعد از آن ، خطاب به زبانيه رسد : بگيريد او را ؛ پس او را غل كنيد ؛ يعنى دست و پاى او را بر گردن او بنديد ؛ پس آن‌گاه درآوريد او را در آتش بزرگ . بعد از آن ، در زنجيرى كه گزِ ( / درازى ) آن هفتادگز ( / ذرع ) است ، او را داخل كنيد و در آن درآوريد ؛ يعنى آن را بر بدن او بپيچيد تا هيچ حركت نتواند كرد ، و در شرح آن غير از اين نيز گفته‌اند . ( مترجم ) ( 2 ) . حاقّه ، 33 . ( 3 ) . شعرا ، 91 - 95 . ( 4 ) . شعرا ، 99 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 95 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى