تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً »
« 1 » ، تا قول آن جناب تعالى :
« إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً »
« 2 » ( و حضرت بعد از ذكر آيه مى فرمايد ) : اينها ادب است - يعنى طريقهء پسنديده - . و به اصلاح و پند دادن و آموزانيدن و نهى سبُك كه شدّت و غلظتى در آن نيست ، و بر آن
هامش
( 1 ) . اسرا ، 23 . ( 2 ) . و آنچه از وسط آيه ذكر نشده اين است :« إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً * وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً * رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صالِحِينَ فَإِنَّهُ كانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُوراً * وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً * وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً * وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً * إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ »؛ و ترجمهء آيات اين است : و حكم فرمود پروردگار تو به آنكه نپرستيد ؛ يعنى واجب كرد بر تو و امّتانت كه پرستش ننماييد ، مگر او را ، به آنكه نيكويى كنيد با پدر و مادر خويش ، نيكويى كردنى به غايت ، اگر البتّه برسد نزد تو بزرگسالى و كبر سن يكى از ايشان يا هر دو ( يعنى چندان زيست كنند كه پير شوند و محتاج به خدمت تو گردند ) . پس مگو به ايشان كلمهء افّ را ؛ چه آن را كسى مىگويد كه از چيزى به تنگ آمده باشد و يا بر او گران گردد ؛ يعنى چيزى مگو كه دلالت بر دلتنگى كند و از ايشان به تنگ مياى و صحبت ايشان را گران مشمر . ( و تخصيص حال پيرى ، به جهت آن است كه آن حال ، مظنّهء دلتنگى است ؛ نه آنكه حكم پدر و مادر جوان چنين نباشد . ) و بانگ بر ايشان مزن و سخن ايشان را جواب درشت مده ، و بگو به ايشان سخن نيكو از روى ادب و حرمت ( و ايشان را به نام مخوان ، بلكه بگو : اى پدر و اى مادر ) ، و فرو گذار براى ايشان بالِ خوارى و تواضع و فروتنى را ، و با ايشان نهايت عجز و انكسار به عمل آور از فرط مهربانى يا به جهت آن ، و بگو كه پروردگارا ! رحم فرما و ببخشا بر ايشان ، چنان چه پروريدند مرا در حالى كه خُرد بودم ( و مراد اين است كه بر ايشان رحمت كن ، مانند رحمت ايشان بر من ، به تربيت و شفقت و ارشاد . ) پروردگار شما داناتر است به آنچه در دل‌هاى شما است اگر شايستگان باشيد ؛ پس به درستى كه او - سبحانه - از براى بازگردندگان به حضرت او ، آمرزنده بوده و خواهد بود . و بده خداوندِ خويشى را حقّ او و آنچه بايد به او داده شود ، و بده درويش و رهگذرى را حق ايشان ، و اسراف مكن و مال خود را پراكنده مساز و آن را ميفشان ، مانند افشاندن تخم در غير وجه شرعى ؛ پراكنده ساختنى به غايت . به درستى كه اسراف‌كنندگان و صرف‌نمايندگان مال خود در معاصى برادران ، شياطين و ديوان سركش‌اند ؛ و شيطان ، بسيار منكرِ نعمت و ناسپاس بوده و خواهد بود از براى پروردگار خويش و نعمت او . و اگر البتّه اعراض كنى از ايشان و روى گردانى از محتاجان ، به جهت انتظار و طلب روزى و رحمتى كه از پروردگار خود آن را اميد دارى كه چون به تو رساند به ايشان دهى ، پس بگو به ايشان گفتارى نرم و نيكو ، و ايشان را دعا كن به فراخى روزى ، و قرار مده دست خود را بربسته به گردن خويش ؛ يعنى بخل و امساك مكن ، و مگشا آن را همهء گشادن ؛ يعنى اسراف مكن ؛ پس بنشينى در حالتى كه سرزنش كرده شده باشى و درمانده و محتاج باشى ، يا ملامت شده و درمانده گردى . به درستى كه پروردگار تو گشاده مىگرداند روزى را از براى هر كه مىخواهد ، و تنگ مىسازد بر هر كه مىخواهد . به درستى كه او - سبحانه به بندگان خود و مصالح ايشان آگاه و بينا بوده و مىباشد ( و مصالح ايشان را او مىداند و آنچه مصلحت ايشان است به عمل مىآورد ، و كسى را زهرهء [ / جرأت ] اعتراض بر او نيست ) . ( اسرا : 23 - 30 ) . ( مترجم )