تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
افضل است ؟ و نمىبينى كه خانهء كعبه با مسجدالحرام شركت مىكند ، و مسجدالحرام با خانهء كعبه شركت نمىكند ؟ و همچنين ايمان با اسلام شركت مىكند و اسلام با ايمان شركت نمىكند » . 1515 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد و محمدّ بن يحيى ، از احمد بن محمد ، هر دو از ابن‌محبوب ، از على بن رئاب ، از حمران بن اعين ، از امام محمد باقر عليه السلام كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مى فرمود : « ايمان ، چيزى است كه در دل استقرار دارد و آن را به سوى خداى عز و جل مىكشاند و به او مىرساند ، و عمل كردن به طاعت خدا و تسليم كردن امر ما « 1 » آن را تصديق مىكند . و اسلام ، چيزى است كه ظاهر باشد از گفتار يا كردار ، و آن همان است كه جماعت مردمان برآنند از همهء فرقه‌هاى اسلام ، و به آن خون‌ها از ريختن باز داشته شده ، و ميراث‌ها بر آن جارى گرديد ، و نكاح جواز به هم رسانيده ، و همهء فرق اسلام اجتماع كردند بر نماز و زكات و روزه و حجّ ، و به همين ، از كفر بيرون رفتند ، و به ايمان تصديقى منسوب شدند . و ليكن اسلام با ايمان شركت ندارد ، و ايمان با اسلام شركت دارد ، و هر دو در گفتار و كردار جمع مىشوند ، چنانچه خانهء كعبه در مسجد الحرام واقع شده ، و مسجدالحرام در خانه كعبه نيست ، و همچنين ايمان شريك اسلام است ، و اسلام شريك ايمان نيست . و خداى عز و جل فرموده است :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ »
« 2 » ؛ پس قول خداى عز و جل از همهء قول‌ها راست‌تر است » . عرض كردم : پس آيا مؤمن را بر مسلمان هيچ زيادتى هست در باب چيزى از فضيلت‌هاى نفسانى و احكام شرعيّه و حدود آن و غير اينها ؟ فرمود : « نه ، بلكه مؤمن و مسلم در اين باب ، جارى مجراى يك نفرند و حكم يك كس دارند ، و ليكن مؤمن را بر مسلمان زيادتى هست در باب اعمالى كه به جا مىآورد ، و آنچه به واسطهء آن به سوى خداى عز و جل تقرّب مىجويند » . عرض كردم : آيا خداى عز و جل نمى فرمايد :
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها »
« 3 » ؛ يعنى : « هر كه بياورد خصلت نيكى را ، پس از براى او است ده برابر آن » . و تو فرمودى و ادّعا نمودى كه
هامش
( 1 ) . در هر دو نسخه « امر ما » آمده ، اما متن حديث « أمره » به معانى « امر او » است . ( 2 ) . حجرات ، 14 . ( 3 ) . انعام ، 160 .