تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
باب در بيان عصبيّت

123 . باب در بيان عصبيّت « 1 »

2553 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از داود بن نعمان ، از منصور بن حازم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه تعصّب ورزد يا از برايش تعصّب ورزيده شود ، به حقيقت كه رشتهء ايمان را از گردن خويش بيرون كرده است » . 2554 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن سالم و درست بن ابى منصور ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است كه : هر كه تعصّب‌كشى كند يا از برايش تعصّب‌كشى شود ، به حقيقت كه رشتهء ايمان را از گردن خويش بيرون كرده است » . 2555 / 3 . على ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است كه : هر كه در دلش به قدر دانه‌اى از خردل ، از عصبيّت باشد ، خدا او را در روز قيامت ، با اعراب و باديه‌نشينان زمان جاهليّت محشور گرداند » . 2556 / 4 . ابو على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار ، از صفوان بن يحيى ، از خضر ، از محمد بن مسلم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه تعصّب ورزد ، خدا سرش را به عصابه و سربندى از آتش ببندد » . 2557 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از صفوان بن مهران ، از عامر بن سمط ، از حبيب بن ابى ثابت ، از حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود : « هيچ حميّتى داخل بهشت نشد ، غير از حميّت حمزة بن عبد المطلّب » . ( و مراد از حميّت ، صاحب حميّت است ؛ چه حميّت ، آن چيزى است كه دل را گرم و افروخته دارد از خشم و غضب ، كه از تعصّب و امثال آن ناشى شده باشد ) . و حضرت فرمود كه : « اين در هنگامى بود كه حمزه اسلام آورد از روى خشم كردن از براى پيغمبر صلى الله عليه و آله ، در [ ماجرا و ] حديث بچّه‌دان شتر كه بر پيغمبر صلى الله عليه و آله افكندند » . 2558 / 6 . از او ، از پدرش ، از فضاله ، از داود بن فرقد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت
هامش
( 1 ) . و عصبيّت و تعصّب ، كسى را پشتى كردن است و خويشاوندى كردن ، به طورى كه در آخر باب بيايد . ( مترجم )