هر كه خود را از عِرضهاى مردمان بازدارد « 1 » ؛ خداى - تعالى - در روز قيامت از سر لغزشهاى نفس او بگذرد و گناهان او را بپوشاند ( كه هيچ بروز نكند ) . و هر كه خشم خود را از مردمان باز دارد ، خداى - تبارك و تعالى - عذاب روز قيامت را از او باز دارد » .
2545 / 15 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از ابن محبوب ، از ابو حمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « هر كه خشم خويش را از مردم باز دارد ، خدا عذاب روز قيامت را از او باز دارد » .
باب در بيان حسد و بدخواهى مردمان
122 . باب در بيان حسد و بدخواهى مردمان
2546 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از علا بن رزين ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود : « به درستى كه مرد ، گاه است كه در هنگام غضب ، گفتار يا كردارى از او سر مىزند كه به سبب آن كافر مىشود . و به درستى كه حسد ايمان را مىخورد ، چنان كه آتش هيزم را مىخورد » .
2547 / 2 . از او ، از احمد بن محمد ، از محمد بن خالد و حسين بن سعيد ، از نضر بن سويد ، از قاسم بن سليمان ، از جراح مدائنى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود :
« به درستى كه حسد ايمان را مىخورد ، چنان كه آتش هيزم را مىخورد » .
2548 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از ابن محبوب ، از داود رقّى كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « از خدا بپرهيزيد و بر يكديگر حسد مبريد . به درستى كه از جملهء شريعتهاى عيسى بن مريم عليهما السلام ، گشتن در شهرها بود . پس در بعضى از گشت خويش بيرون رفت و مرد كوتاهى از اصحاب آن حضرت با وى همراه بود ، و در بيشتر اوقات ملازم حضرت عيسى عليه السلام بود ؛ پس چون حضرت عيسى عليه السلام به كنار دريا رسيد ، با صحّت يقينى كه داشت ، بسم اللَّه گفت و بر روى آب رفت . آن مرد كوتاه در هنگامى كه به سوى عيسى عليه السلام نظر كرد و ديد كه از دريا گذشت ، با صحّت يقينى از خود ، بسم اللَّه گفت و بر روى آب رفت و به عيسى عليه السلام رسيد ؛ پس عجب در دلش داخل شد و بر خود نازيد و گفت كه : اينك ، عيسى روح اللَّه است كه بر روى آب
هامش
( 1 ) . يعنى ايشان را غيبت نكند ، و بر ايشان بهتان نبندد ، و عيبهاى ايشان را فاش نگرداند ، و با ايشان كارى نكند كهايشان را بد آيد ، و موجب نقص و تضييع ايشان باشد . ( مترجم )