مرا تعليم كن و آنچه بايد به من بياموز . فرمود : برو و خشم مگير . آن مرد گفت كه : به اين اكتفا نمودم . و به جانب اهل خويش برگشت ، ناگاه ديد كه در ميان قومش جنگ واقع است و با قومى ديگر دعوى دارند ، و صفّها ايستادهاند و سلاح و آلت كارزار پوشيدهاند . چون چنان ديد ، او نيز سلاح خود را پوشيد و با ايشان ايستاد . بعد از آن ، گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله را به خاطر آورد كه به او فرموده بود كه : خشم مگير . پس سلاح را انداخت و به سوى آن گروهى كه دشمن قومش بودند روانه شد ، و آمد تا به نزد ايشان رسيد و گفت كه : اى جماعت ! آنچه از براى شما است از زخم و كشتن و زدن كه در آن نشانهاى نمانده ، و از قوم من طلب داريد ، همهء آنها بر من است در مال من ، كه آنها را ضامنم ، و من آن را تمام و كمال به شما مىدهم . آن گروه گفتند كه : آنچه اتّفاق افتاده از براى شما و ما ، از سر آن گذشتيم ؛ زيرا كه ما به اين از شما سزاوارتريم » . حضرت فرمود : « پس آن گروه با يكديگر آتشى كردند و خشمى كه داشتند بر طرف شد » .
2542 / 12 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد و على بن ابراهيم ، از پدرش و هر دو ، از ابن محبوب ، از ابن رئاب ، از ابو حمزهء ثمالى ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « اين خشم كه مىبينيد ، اخگرى است از شيطان كه در دل فرزند آدم افروخته مىشود .
و به درستى كه يكى از شما چون خشم گيرد ، چشمهايش سرخ مىشود ، و رگهاى گردنش ورم مىكند ، و شيطان در او داخل مىشود . پس هرگاه يكى از شما از نفس خود از اين ترسد ، بر زمين چسبد ؛ زيرا كه پليدى و مكر شيطان در نزد اين فعل از او مىرود » .
2543 / 13 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن ابى عبداللَّه ، از بعضى از اصحاب خويش كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه :
« خشم ، آلت « 1 » نابود كردن است از براى دل شخص صاحب حكمت » ( يعنى آلت بردن نور است از آن ) . و فرمود كه : « هر كه خشم خويش را مالك نشود ، عقل خود را مالك نباشد » .
2544 / 14 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از حسن بن على ، از عاصم بن حميد ، از ابو حمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه :
هامش
( 1 ) . مىتوان ممحقه را مصدر دانست و آن را اسم آلت و ابزار ترجمه نكرد .