محمد همه روايت كردهاند ، از وشّاء ، از ابان ، از ابوبصير ، از امام محمد باقر عليه السلام كه گفت :
شنيدم از آن حضرت كه مى فرمود ، يا اين آيه را مىخواند كه :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا »
« 1 » .
و فرمود : « پس هر كه گمان كند كه ايشان ايمان آوردهاند ، دروغ گفته ، و هر كه گمان كند كه ايشان اسلام نياوردهاند ، دروغ گفته است » .
1510 / 6 . احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از حكم بن ايمن ، از قاسم شريك مفضّل روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « اسلام ، به واسطهء آن ، خون از ريختن باز داشته مىشود ، و امانت ، به آن ، به صاحبش برگردانيده مىشود ، و فرجها ، به آن ، حلال مىگردد ، و ثواب بر ايمان است ، كه بدون آن ، كسى مأجور و مثاب نباشد بر عملى كه از او صادر شده باشد » .
باب در بيان اينكه ايمان با اسلام شركت دارد . . .
15 . باب در بيان اينكه ايمان با اسلام شركت دارد ، و اسلام با ايمان شركت ندارد « 2 »
1511 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسن بن محبوب ، از جميل بن صالح ، از سماعه روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم : مرا خبر ده از اسلام و ايمان ، كه آيا اين دو مختلفاند ؛ يعنى در حقيقت دو چيزاند ، يا دو لفظاند كه يك معنى دارند ؟ فرمود : « ايمان با اسلام مشاركت مىكند ، و اسلام با ايمان مشاركت نمىكند » ؛ يعنى مشاركت كلّى . عرض كردم : پس هر دو را از براى من بيان فرما .
فرمود : « اسلام ، گواهى دادن است به اينكه خدايى نيست ، مگر خدا ، و تصديق كردن به رسول خدا صلى الله عليه و آله ، و به همين ( يعنى اسلام ) خونها از ريختن باز داشته مىشود ، و نكاحها و ميراثها بر آن جارى مىگردد ( چه به محض اسلام ، نكاح و ارثى كه به جهت كفر بر او حرام بود و حق نداشت ، حلال مىشود و حق به هم مىرساند . ) . و جماعت مردمان بر ظاهر اسلامند . و ايمان ، هدايت است ، و آنچه در دلها ثابت مىشود از صفت اسلام ، و آنچه
هامش
( 1 ) . حجرات ، 14 .
( 2 ) . يعنى در ميان اين دو ، عموم و خصوص مطلق است . چه در هر جا كه ايمان هست ، البته اسلام هست ، و در بعضى ازموادّ اسلام هست ، و ايمان نيست ؛ پس مؤمن و مسلمان ، مانند انسان و حيوان [ عام و خاصّ ] اند . ( مترجم )