كسى مأجور و مثاب نباشد بر عملى كه از او صادر شده باشد » .
1506 / 2 . على ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از علا ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : « ايمان ، اقرار كردن و عمل است ، و اسلام ، اقرارى است بىعمل » .
1507 / 3 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از جميل بن درّاج روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ »
« 1 » ؛ يعنى : « گفتند باديهنشينان كه ايمان آورديم . بگو كه شما ايمان نياوردهايد ، و ليكن بگوييد كه اسلام آوردهايم . و هنوز ايمان در دلهاى شما درنيامده است ، و بعد از اين در خواهد آمد » .
راوى مىگويد : حضرت به من فرمود : « آيا نمىبينى كه ايمان غير اسلام است ! ؟ » .
1508 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از سفيان بن سمط روايت كرده است كه گفت : مردى امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كرد از اسلام و ايمان ، كه فرق ميان اين دو چيست ؟ حضرت او را جواب نداد . بعد از آن ، از حضرت سؤال نمود و باز او را جواب نفرمود ؛ پس در كوچهاى به هم رسيدند ، و نزديك شده بود كه آن مرد كوچ كند و از مدينه بيرون رود . حضرت صادق عليه السلام به آن مرد فرمود : « گويا رفتنت نزديك شد » . عرض كرد : آرى . فرمود : « پس مرا در خانه ببين » .
بعد از آن ، حضرت را ملاقات كرد ، و او را از اسلام و ايمان سؤال كرد كه فرق ميان آنها چيست ؟ فرمود : « اسلام همان چيز ظاهرى است كه مردم برآنند ، و آن گواهى دادن است به اينكه خدايى نيست ، مگر خدا ، در حالى كه تنها است و او را شريكى نيست ، و آنكه محمد بنده و رسول او است ، و به پا داشتن نماز و دادن زكات و حجّ خانهء كعبه و روزهء ماه مبارك رمضان ، و اسلام همين است » .
و فرمود : « ايمان ، شناختن اين امر است ( كه يعنى ولايت اهل بيت با آنچه مذكور شد ) ، پس اگر به اينها اقرار كند و اين امر را نشناسد ، مسلمان باشد و گمراه خواهد بود » .
1509 / 5 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد و چند نفر از اصحاب ما ، از احمد بن
هامش
( 1 ) . حجرات ، 14 .