خود را نگاه دار ، مگر از آنچه خوب باشد ، و مگو كه من خود را هدايت كردهام ؛ بلكه خدا تو را هدايت كرده است ؛ پس شكر آنچه خداى عز و جل به آن بر تو انعام فرموده به جا آور ، و از آنها مباش كه چون رو آوردند ، در برابر چشمهاى ايشان بر ايشان طعنه زنند ، و چون پشت كنند ، در پشت سر ايشان طعنه زنند ( و مراد اين است كه با مردم نيكو معاشرت كن ، و از آنچه باعث طعن باشد دورى نما . ) . و مردم را بر دوش خويش سوار مكن ؛ زيرا كه اگر تو مردم را بر دوش خويش سوار كنى ، زود باشد كه سرهاى شانهء تو را بشكافند » .
1504 / 15 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن نعمان ، از ابنمسكان ، از سليمان بن خالد ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « آيا نمىخواهى كه تو را خبر دهم به ريشهء اسلام ، و شاخه و بلندتر موضع كوهان آن ؟ » عرض كردم : بلى ، مىخواهم ، فداى تو گردم !
فرمود : « اما ريشهء آن نماز است ، و شاخهء آن زكات است ، و بلندتر موضع كوهان آن جهاد است » . بعد از آن فرمود : « اگر خواهى ، تو را خبر دهيم به جميع درهاى خوبى ؟ » عرض كردم :
آرى ، فداى تو گردم !
فرمود : « روزه سپر است ، و صدقه گناه را مىبرد ، و ايستادن مرد در دل شب ، خدا را به ياد مىآورد » پس اين را خواند كه :
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ »
« 1 » كه ترجمهء آن با مابعد آن ، اين است كه : « دور مىشود پهلوهاى ايشان از خوابگاههاى خويش » . « 2 »
14 . باب در بيان اينكه به اسلام ، خون از ريختن باز داشته مىشود ، و بيان اينكه ثواب بر ايمان است
1505 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از حكم بن ايمن ، از قاسم صيرفى ، شريك مفضّل روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفرصادق عليه السلام كه مى فرمود :
« اسلام ، به واسطهء آن ، خون از ريختن باز داشته مىشود ، و امانت ، به آن ، به صاحبش برگردانيده مىشود ، و فرجها ، به آن ، حلال مىگردد ، و ثواب بر ايمان است ، كه بدون آن ،
هامش
( 1 ) . سجده ، 17 .
( 2 ) . و اين كنايه است ازشبخيزى ، كه چون جهانيان گرم خواب غفلت باشند ، ايشان پهلو از بستر گرم برداشته ، پروردگار خويش را مىخوانند از روى ترس و اميد ، يا در حالى كه صاحبان ترس و اميد باشند . ( مترجم )