شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « پدرم عليه السلام مىفرمود كه : خداى عز و جل حكم فرموده ، حكمى واجب ، كه بر بندهء خود به نعمتى انعام نفرمايد . پس آن نعمت را از او بربايد ، تا آنكه آن بنده گناهى را پديد آورد كه به سبب آن سزاوار سختى و عقوبت باشد » .
2433 / 23 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنمحبوب ، از جميل بن صالح ، از سدير روايت كرده است كه گفت : مردى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كرد از قول خداى عز و جل :
« فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ »
« 1 » .
راوى مىگويد كه : پس امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اين جماعت ، گروهى بودند كه ايشان را دهى چند بود به هم پيوسته ، كه اهل آنها به يكديگر نظر مىكردند و همديگر را مىديدند ، و نهرهاى روان و مالهاى نمايان داشتند . پس نعمتهاى خداى عز و جل را كفران كردند و ناسپاسى نمودند ، و آنچه را كه با ايشان و در نفسهاى ايشان بود از عافيت خدا ، تغيير دادند ؛ پس خدا تغيير داد ، آنچه را كه با ايشان بود از نعمت و عافيت .
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
« 2 » ؛ يعنى : « به درستى كه خدا تغيير نمىدهد آنچه را كه با گروهى باشد از عافيت و نعمت ، تا آنكه آن گروه تغيير دهند آنچه را كه در نفسهاى ايشان است ؛ يعنى بدل كنند احوال جميله را به اخلاق رذيله ، و زبان را از ذكر او و دل را از ياد او بگردانند » ؛ پس خدا سيل عَرِم را به سوى ايشان فرستاد « 3 » ؛ پس دههاى ايشان را غرق كرد و خانههاى ايشان را خراب نمود و مالهاى ايشان را برد ، و بدل داد ايشان را به جاى باغهاى ايشان ، دو
هامش
( 1 ) . سبأ ، 19 . تا آخر آيه كه ترجمهء آن اين است كه : « گفتند قوم سبا ، اى پروردگار ما ! دورى افكن ميان منازل سفرهاى ما ؛ يعنى بيابانها را پديد آور از منزلى تا منزل ديگر ، كه مردم بى زاد و راحله سفر نتوانند كرد ، و ستم كردند بر نفسهاى خويش به اين دعا ، به جهت كفران نعمت ؛ پس گردانيديم ايشان را سخنان ، كه مردمان بعد از ايشان به تعجّب باز گويند و از حال ايشان تعجّب كنند ، كه از آبادانى به خرابى ميل نمودند ، و يا از روى ضربالمثل باز گويند كه : تفرّقوا ايادى سبأ ، و پراكنده ساختيم ايشان را هر پراكنده ساختنى ؛ يعنى به غايت پراكندگى ، تا آنكه يكى از ايشان در مارب نماندند و هر يك به جايى رفتند . به درستى كه در آنچه ذكر كرديم از قصّهء قوم سبا ، هر آينه نشانهها و پندها است از براى هر صبركنندهء سپاسگوينده ، كه بر محنتها صابر و بر نعمتها شاكر باشد » . ( مترجم )
( 2 ) . رعد ، 11 .
( 3 ) . و عرم - به فتح عين و كسر راء اسطلخ [ / استخر ] ، آبگير است كه اهل سبأ به سنگ و قير بندان كرده بودند و بندآب ، و بعضى گفتهاند كه : بندى محكم و سخت و استوار كه بلقيس ساخته بود ، و بعضى گفتهاند كه : عرم ، كور موشى است كه آن بند را سوراخ كرد ، و بعضى گفتهاند كه : نام وادى است ، و بعضى گفتهاند كه : باران سخت است . ( مترجم )