نشود ، مگر آنكه آن خانه را از براى آفتاب ظاهر گرداند ، كه آفتاب بر آن بتابد ، تا آن را پاك گرداند » . « 1 »
2429 / 19 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از محمد بن حسن بن شمّون ، از عبداللَّه بن عبدالرحمان بن اصم ، از مسمع بن عبدالملك ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : به درستى كه بنده در قيامت ، صد سال بر گناهى از گناهان خويش محبوس و معطّل مىشود ، و به سوى زنان خويش كه در بهشتاند نظر مىكند كه در ناز و نعمت مىگذارنند » .
2430 / 20 . ابوعلى اشعرى ، از عيسى بن ايّوب ، از على بن مهزيار ، از قاسم بن عروه ، از ابنبكير ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ بندهاى نيست ، مگر آنكه در دلش نكته و نشانهء سفيدى هست ؛ پس چون گناهى را مرتكب شود ، در آن نشانهء سفيد ، سياهى بيرون آيد و به هم رسد ، و چون توبه كند ، آن سياهى برود ، و اگر در گناهان مدّتى مديد بماند ، آن سياهى بيفزايد تا به مرتبهاى كه آن سفيدى را بپوشاند ، و چون سفيدى را بپوشد ، صاحب آن دل هرگز به سوى خير و خوبى برنگردد ، و اين است معنى قول خداى عز و جل :
« كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »
« 2 » ؛ يعنى : چنان نيست كه مكذّبان مىگويند ؛ بلكه غلبه كرده و زنگ داده بر دلهاى ايشان ، آنچه پيوسته مىكردند » ( يعنى دلهاى ايشان به سبب خبث اعتقاد و معاصى ، زنگ گرفته و تاريك شده ، و به اين سبب معرفت حق و باطل از ايشان پوشيده گرديده است ) .
2431 / 21 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از على بن اسباط ، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : البتّه دندانهاى خندهء خود را به خنده ظاهر مكن ، و حال آنكه عملهاى رسواكننده را به جا آورده باشى ، و از شبيخون ايمن مباش ، در حالى كه كارهاى بد كرده باشى » . « 3 »
2432 / 22 . محمد بن يحيى و ابوعلى اشعرى ، از حسين بن اسحاق ، از على بن مهزيار ، از حمّاد بن عيسى ، از ابوعمرو مدائنى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه گفت :
هامش
( 1 ) . و اين كنايه است از آنكه گناهان ، خانهها را خراب مىكند .
( 2 ) . مطففين ، 14 .
( 3 ) . و در همين باب ، اين حديث را از حضرت صادق عليه السلام روايت كرد با اندك تفاوتى . ( مترجم )