2378 / 27 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از ابنفضّال ، از ابنبكير روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم كه آيا مؤمن به خوره و پيسى و امثال اين مبتلى مىشود ؟ راوى مىگويد كه : حضرت فرمود كه : « مگر بلاء نوشته شده است ، مگر بر مؤمن ؟ » .
2379 / 28 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از آنكه او را روايت كرده ، از حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه مؤمن بر خدا گرامى و عزيز است ، به مرتبه [ اى ] كه اگر بهشت را با آنچه در آن است از او بخواهد ، خدا آن را به او عطا فرمايد ، بىآنكه اين عطا ، از ملكش چيزى را كم كند . و به درستى كه كافر بر خدا آن قدر خوار و بىمقدار است ، كه اگر دنيا را به آنچه در آن است از او بخواهد ، خدا آن را به او بدهد ، بىآنكه آن بخشش ، از ملكش چيزى را كم كند . و به درستى كه خدا بندهء مؤمن خود را به بلا بازجويى و رعايت مىكند ، چنان كه غائب و مسافر ، اهل خود را به تحفهها و چيزهايى كه قطعه باشد تعهّد و رعايت مىكند ، و به درستى كه خدا او را از دنيا پرهيز مىفرمايد ، چنان كه طبيب ، بيمار را پرهيز مىفرمايد » ( يعنى از آنچه مناسب مزاجش نباشد ) .
2380 / 29 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنمحبوب ، از سماعه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در كتاب على عليه السلام نوشته است كه : به درستى كه سختترين مردمان از روى بلاء ، پيغمبرانند ، پس اوصياى ايشان ، بعد از آن امثل ، پس امثل ؛ يعنى بهتر به ترتيب ( يا آنكه شباهتش به ايشان از ديگران بيشتر باشد ) . و جز اين نيست كه مؤمن مبتلى مىشود بر اندازهء اعمال نيكى كه دارد ؛ پس هر كه دينش درست و عملش نيكو باشد ، بلاء و زحمتش سخت باشد ، و اين به سبب آن است كه خداى عز و جل دنيا را ثواب مؤمن ، و عقاب كافر قرار نداده است . و هر كه دينش سست و عملش ضعيف باشد ، بلايش كم باشد . و به درستى كه بلاء به سوى مؤمن پرهيزكار ، شتابندهتر است از آب باران به سوى گودى زمين و زمينى كه پست باشد » .
2381 / 30 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از مالك بن عطيّه ، از يونس بن عمّار روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عرض كردم كه : اين ناخوشى كه در روى من پيدا شده است - يعنى لكّه پيسى - ، مردم چنان مىپندارند كه خدا بندهاى را كه از برايش در او حاجتى باشد ، به آن مبتلى نگردانيده است . راوى مىگويد
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 627
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٢٧