آنم ، آن قدر تردّد ندارم ، مانند تردّدى كه در قبض روح و مردن بندهء مؤمن خود دارم ؛ زيرا كه من لقاى او را دوست مىدارم و او مرگ را ناخوش دارد ؛ پس مرگ را از او مىگردانم ، و به درستى كه او مرا مىخواند و من او را اجابت مىكنم ، و از من خواهش مىكند و به او عطا مىكنم ، و اگر در دنيا نباشد ، مگر يكى از بندگان من كه مؤمن باشد ، هر آينه به او از همهء خلق خويش بىنيازى جويم ، و هر آينه او را از ايمانش انيسى قرار دهم كه به آن خو كند ، و وحشت نكند تا به كسى پناه برد » . « 1 »
باب در بيان آرام گرفتن مؤمن به سوى مؤمن
102 . باب در بيان آرام گرفتن مؤمن به سوى مؤمن
2332 / 1 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى بن عبيد ، از يونس ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه مؤمن آرام مىگيرد به سوى مؤمن ، چنان كه تشنهاى كه بسيار تشنه باشد ( و از غايت تشنگى لبش خشكيده باشد ) ، به سوى آب سرد آرام مىگيرد » .
باب در بيان آنچه خدا دفع مىكند به واسطه مؤمن
103 . باب در بيان آنچه خدا دفع مىكند به واسطه مؤمن
2333 / 1 . محمد بن يحيى ، از على بن حسن تيمى ، از محمد بن عبداللَّه بن زراره ، از محمد بن فضيل ، از ابوحمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه خدا به واسطهء يك مؤمن ، فنا و نيستى را از اهل ده يا شهرى دفع مىكند » .
2334 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابنمحبوب ، از عبداللَّه بن سنان ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « عذاب به اهل دهى نمىرسد كه در آن هفت مؤمن باشد » .
2335 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از چندين نفر از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : به آن حضرت عرض شد : در باب عذاب ، چون بر گروهى فرود آيد ، آيا به مؤمنان مىرسد ؟ فرمود : « آرى ، و ليكن بعد از آن خلاص مىشوند » .
هامش
( 1 ) . و مخفى نماند كه تردّد نسبت به خدا روا نيست ، و آنچه خداى - تعالى - آن را به خود نسبت داده ، محمول است بر يكى از چند وجه كه در نجات السّالكين آن را بيان كردهام . ( مترجم )