تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
بىهوش مىسازد و بر زمين مىزند » پس گوينده‌اى به آن حضرت عرض نمود كه : يا اميرالمؤمنين ! حال تو چيست و چه بود ؟ ( يعنى تو را چه مىشود كه در تو عمل نمىكند ؟ ) حضرت فرمود : « به درستى كه هر كس را وقتى است كه از او درنگذرد ، و هر يك را سببى است كه از او تجاوز نكند . و چون امْر بر اين منوال است ، پس آهسته باش و باز مگرد به سوى اين نوع سخنان دلخراش ، و غير از اين نيست كه شيطان پليد اين سخن را بر زبانت دميد » . 2281 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌محبوب ، از جميل بن صالح ، از عبداللَّه بن غالب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « سزاوار است مؤمن را كه در او هشت خصلت باشد . . . » تا آخر آن‌چه در باب بعد از باب نسبت اسلام گذشت . 2282 / 3 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از ابن‌فضّال ، از منصور بن يونس ، از ابوحمزه ، از حضرت على بن الحسين عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : « مؤمن خاموش مىشود كه سلامت يابد ، و سخن مىگويد كه غنيمت بيند . امانَت خود را به دوستان حقيقى خويش خبر ندهد ، و شهادت خود را از دشمنان خويش كتمان نكند و نپوشد . و به جهت ريا چيزى را از خوبى به جا نياورد ، و از روى حيا آن را ترك نكند و وا نگذارد . اگر او را به پاكى ياد كنند و ثنا گويند بترسد از آن‌چه مىگويند ، و از خدا طلب آمرزش كند براى آن‌چه نمىدانند . و گفتار آنكه او را نشناخته او را گول نزند . و از احصا و ضبط آن‌چه آن را به عمل آورده مىترسد » . 2283 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از بعضى از آنان كه او را روايت كرده‌اند و آن را مرفوع ساخته به سوى امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « مؤمن را قوّت و توانايى است در دين . و هوشيارى و آگاهى است با نرمى . و ايمان است با يقين . و حرص است در دانشمندى و خرّمى . و نشاط است در هدايت . و نيكى است در استقامت . و علم است در بردبارى . و زيركى است در مدارايى . و سخاوت است در حقّ . و راستى و ميانه‌روى است در بىنيازى . و نيك‌حالى است در حاجتمندى . و عفو و گذشت است در حال قدرت . و طاعت خدا است در نصيحت . و باز ايستادن است در شهوت . و پارسايى است در رغبت . و حرص است در جهاد . و نماز است در حال شغل . و صبر و
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 571 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى