معنى قول خداى عز و جل :
« مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ . . .
« 1 »
فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً »
« 2 » .
و ترجمهء آن ، چنان كه در قرآن است ، اين است كه : « هر كه بكشد تنى را بىآنكه تنى را كشته باشد ( كه قصاص بر او لازم آمده باشد ، يا بىآنكه فسادى كرده باشد در زمين ، از شرك و راهزنى و زنا در بعضى از صور و لواطه و غير آن از اسباب كشتن ) ، پس گويا كه همهء مردمان را كشته است . و هر كه تنى را زنده گرداند ( يعنى سبب بقاى حيات آن شود ، به عفو از قصاص يا رهانيدن از مهلكان ) ، پس گويا كه همهء مردمان را زنده گردانيده و سبب زندگى ايشان شده » .
و حضرت فرمود كه : « هر كه نفْسى را از ضلالت بيرون آورد به سوى هدايت ، گويا كه آن را زنده ساخته ، و هر كه آن را بيرون برد از هدايت به سوى ضلالت ، گويا كه آن را كشته است » .
2223 / 2 . از او ، از على بن حكم ، از ابان بن عثمان ، از فضيل بن يسار روايت است كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : چيست معنى قول خداى عز و جل كه در كتاب خويش مىفرمايد :
« وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً »
؟ حضرت فرمود : « يعنى از سوختن و غرق شدن او را نگاه دارد » . عرض كردم كه : هر كه او را از ضلالت بيرون برد به سوى هدايت ؟ حضرت فرمود كه : « اين تأويل اعظم آيه است كه از هر تأويلى بزرگتر است » .
محمد بن يحيى ، از احمد و عبداللَّه پسران محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از ابان مثل اين را روايت كرده است .
2224 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن خالد ، از نضر بن سويد ، از يحيى بن عمران حلبى ، از ابوخالد قمّاط ، از حمران روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : خدا تو را به اصلاح آورد ! آيا از تو سؤال كنم ؟ فرمود :
« آرى » . عرض كردم كه : پيش از اين بر حالى بودم و من امروز بر حالى ديگرم . پيش از اين
هامش
( 1 ) . و در قرآن بعد از لفظ« نَفْسٍ »،« أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ »مذكور است . و در بعضى از نسخ كافى نيز موجود است ، و ليكن در اكثر نسخ مفقود است . ( مترجم )
( 2 ) . مائده ، 32 .