تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مصلح ، دروغگو نيست » . « 1 » 2220 / 6 . على ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از على بن اسماعيل ، از اسحاق بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عز و جل :
« وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ »
« 2 » . كه آن حضرت فرمود : « چون خوانده شوى كه در ميان دو كس اصلاح كنى ، مگو كه سوگند ياد نموده‌ام كه اين فعل را نكنم » . و ترجمهء آيه بنابر آن‌چه در اين حديث است اين است كه : « و مگردانيد خدا را مانع از براى سوگندهاى خويش از براى آنكه نيكى كنيد ، و بپرهيزيد و اصلاح نماييد در ميان مردمان » « 3 » . 2221 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از ابن‌محبوب ، از معاوية بن وهب يا معاوية بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : آن حضرت فرمود كه : « از جانب من چنين و چنين برسان » در باب چيزى چند كه به آنها امر فرموده بود . عرض كردم كه : از جانب تو به ايشان برسانم و از جانب خود بگويم آن‌چه را كه به من فرمودى و غير آن چيزى كه فرمودى ؟ « 4 » فرمود : « آرى . به درستى كه مصلح به دروغ منسوب نمىشود » « 5 » . باب در بيان زنده گردانيدن مؤمن

92 . باب در بيان زنده گردانيدن مؤمن « 6 »

2222 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از سماعه ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : چيست
هامش
( 1 ) . يعنى كسى كه در باب اصلاح و به جهت آن سخنان خلافِ واقع مىگويد ، سخنانش حمل بر دروغ نمىشود ، يا احكام دروغ بر آنها جارى نيست . و اين ظاهرتر است . ( مترجم ) ( 2 ) . بقره ، 224 . ( 3 ) . يعنى آن جناب و سوگند خوردن به او را اسباب منع مگردانيد از امورى كه بر آنها سوگند ياد كرده‌ايد كه عبارت است از : نيكى و پرهيزگارى و اصلاح ميان مردمان . و آيه احتمال وجوه و معانى ديگر دارد ، و ليكن آن‌چه مذكور شد ظاهرتر است . ( مترجم ) ( 4 ) . يعنى از پيش خود نيز برآن بيفزايم ؟ ( 5 ) . و در بعضى از نسخ‌ها اين زيادتى نيز هست كه ، جز اين نيست كه آن صلح است و دروغ نيست . و دور نيست كه اين نسخه بدل باشد كه با مُبْدل ، هر دو ، نوشته شده باشد . ( مترجم ) ( 6 ) . يعنى سبب و باعث حيات و زندگانى او شدن . ( مترجم )