تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
برخاست و با آن مرد همراه شد ؛ پس در عرض راه به حضرت امام حسين عليه السلام گذشت و آن حضرت ايستاده بود و نماز مىكرد . حضرت امام حسن عليه السلام فرمود : چرا به نزد حضرت ابىعبداللَّه الحسين عليه السلام نرفتى كه بر حاجت خويش از او استعانت و يارى جويى ؟ عرض كرد : پدر و مادرم فداى تو باد ! چنين كردم و به خدمتش رفتم و ذكر فرمود كه معتكف است . حضرت به آن مرد فرمود : بدان كه اگر آن حضرت تو را اعانت مىكرد ، از برايش بهتر بود از آنكه يك ماه معتكف باشد » . « 1 » 2167 / 10 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حسن بن على ، از ابوجميله ، از ابن‌سنان روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « خداى عز و جل فرموده است كه : خلايق عيال من‌اند ؛ پس دوست‌ترين ايشان به سوى من ، آن است كه از همهء ايشان نسبت به ايشان مهربان‌تر ، و سعىاش در حوائج ايشان از همه بيشتر باشد » . 2168 / 11 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از بعضى ، از اصحاب خويش ، از ابوعماره كه گفت : عادت حمّاد بن ابىحنيفه اين بود كه چون به من مىرسيد مىگفت كه : حديث خود را بر من مكرّر كن ؛ پس من او را حديث مىكردم . گفتم كه : روايت به ما رسيده كه عابد بنىاسرائيل چون در عبادت به منتهى مىرسيد ، شغل او اين مىشد كه در حوائج مردم سعى مىكرد و راه مىرفت و اهتمام داشت به آن‌چه ايشان را به اصلاح مىآورد . باب در بيان بردن اندوه مؤمن

85 . باب در بيان بردن اندوه مؤمن

2169 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن‌محبوب ، از زيد شحّام روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « كسى كه فريادرسى كند برادر مؤمن خود را كه اندوهناك و حسرت خورنده باشد در نزد مشقّت و رحمتى كه
هامش
( 1 ) . و ظاهر اين است كه ترك اعانت از حضرت امام حسين - صلوات اللَّه عليه - ، مبنى بر مصلحت بيان خاصيت سعى در حاجت مؤمن باشد ؛ چه به علم لدنّى مىدانست كه آن‌چه اتّفاق افتاد ، اتّفاق خواهد افتاد . يا عذرى داشت كه نمىتوانست در حاجت سائل سعى كند و همان عذر با سعى معارضه نمود و بر آن راجح آمد ؛ زيرا كه هرگز خلاف اولى از آن حضرت و غير او از ائمه - صلوات اللَّه عليهم - سر نزد ، و كلام حضرت امام حسن عليه السلام با اين منافاتى ندارد ؛ چه بناى آن بر معارضهء سعى و اعتكاف است ، بلكه بنابر وجه اوّل مبيّن مطلب است ؛ چه مجالس و افعال و اقوال ايشان در حكم يك مجلس و يك فعل و يك قول است . ( مترجم )