تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
حسنه بنويسد كه در آن يا به سبب آن ، خويشان و همسايگان و برادران و آشنايان او را بيامرزد . و هر كه با مؤمنى در دنيا نيكى كرده باشد ، چون روز قيامت شود به او گفته شود كه : در آتش دوزخ داخل شو و هر كه را در آن بيابى كه در دنيا با تو نيكى كرده باشد ، او را به اذن خداى عز و جل بيرون آور ، مگر آنكه ناصبى و دشمن اهل بيت پيغمبر باشد » . 2164 / 7 . از او ، از پدرش ، از خلف بن حمّاد ، از اسحاق بن عمّار ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « هر كه در حاجت برادر مسلمان خود سعى كند و نهايت جدّ و جهد در آن به عمل آورد و خدا روا شدن آن را بر دست او جارى گرداند ، خداى عز و جل ثواب يك حجّ و يك عمره و اعتكاف دو ماه كه در مسجدالحرام باشد و روزهء آن دو ماه [ را ] از برايش بنويسد . و اگر سعى خود را به عمل آورد و خدا قضاى آن را بر دستش جارى نسازد ، ثواب حجّى و عمره‌اى از براى او بنويسد » . 2165 / 8 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسن بن على ، از جميل بن درّاج ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مرد را در اعتماد كردن بر برادرش ، همين بس است كه حاجت خويش را بر او فرود آورد » . « 1 » 2166 / 9 . از او ، از احمد بن محمد ، از بعضى از اصحاب ما ، از صفوان جمّال روايت است كه گفت : با امام جعفر صادق عليه السلام نشسته بودم كه ناگاه مردى از اهل مكّه كه او را ميمون مىگفتند بر آن حضرت داخل شد ، و به سوى آن حضرت شكايت نمود كه كرايه دادن خويش بر او دشوار شده ، كسى را نمىيابد كه خويش را كرايه دهد ؛ پس حضرت به من فرمود كه : « برخيز و برادر خود را يارى كن » . پس من برخاستم و با آن مرد همراه شدم و رفتم و خدا كرايه دادن او را ميسّر و آسان گردانيد . بعد از آن به جاى خود برگشتم . حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « در باب حاجت برادرت چه كردى ؟ » عرض كردم كه : پدر و مادرم فداى تو باد ! خدا آن را روا كرد . فرمود كه : « بدان و آگاه باش ! كه يارى كردن تو برادر مسلمان خود را ، دوست‌تر است در نزد من از هفت شوط طواف خانهء كعبه ، در حالتى كه ابتداكننده باشى » . بعد از آن فرمود كه : « مردى به خدمت حضرت حسن بن على عليهما السلام آمد و عرض كرد كه : پدر و مادرم فداى تو باد ! مرا بر قضاى حاجتى اعانت كن . حضرت نعلين خويش را پوشيد و
هامش
( 1 ) . چه ، اگر نهايت اعتماد بر او نداشته باشد و احتمال قوى ندهد كه حاجتش را روا مىكند ، از او خواهش نمىكند ، مگر كسى كه از روى اضطرار به احتمالات نيش غولى عمل كند اين خيال او را بر درِ هر درى دواند . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 499 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى