محو شود و ده درجه از برايش بلند شود » . راوى مىگويد كه : آن حضرت را نمىدانم كه چيزى فرموده باشد ، مگر آنكه فرمود : « و برابرى مىكند با آزاد كردن ده بنده و بهتر است از آنكه يك ماه در مسجدالحرام معتكف باشد » .
2159 / 2 . از او ، از احمد بن محمد ، از معمّر بن خلّاد روايت است كه گفت : شنيدم از امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه خدا را بندگانى چندند در زمين كه در حوائج مردم سعى مىكنند و ايشانند كه در روز قيامت ايمنند . و هر كه شادى را بر مؤمنى داخل كند ، خدا در روز قيامت دل او را شاد گرداند » .
2160 / 3 . از او ، از احمد ، از عثمان بن عيسى ، از عبيدهء حذّاء روايت است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : « هر كه در حاجت برادر مسلمان خويش راه رود ، خدا او را در سايهء هفتاد و پنج هزار فرشته قرار دهد . و گامى برندارد ، مگر آنكه خدا ثوابى از برايش بنويسد ، و به واسطهء آن گناهى از او فرو ريزد ، و به جهت آن درجه از برايش بلند شود . و چون از حاجتش فارغ شود ، خداى عز و جل بنويسد از براى او به واسطهء آن حاجت ، مزد كسى كه حج كرده و آنكه عمرهاى به جا آورده » .
2161 / 4 . از او ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از هارون بن خارجه ، از صدقه ، از مردى از اهل حلوان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « هر آينه اگر در حاجت يكى از برادران مسلمانم راه روم ، دوستتر است در نزد من از آنكه هزار بنده را آزاد كنم و هزار كس را بر اسب زين و لجامشده سوار گردانم كه در راه خدا جهاد كنند » ( و من متحمّل اخراجات ايشان باشم ) .
2162 / 5 . على بن ابراهيم ، از پدرش از حمّاد ، از ابراهيم بن عمر يمانى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ مؤمنى از براى برادر مسلمان مؤمن خويش در حاجتى نرود ، مگر آنكه خداى عز و جل به هر گامى از برايش حسنهاى بنويسد ، و به واسطهء آن گناهى از او فرو ريزد ، و به آن درجهاى از برايش بلند گرداند ، و بعد از آن او را ده حسنه بيفزايد و در ده حاجت شفيع گرداند » .
2163 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از ابوايّوب خزّاز ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هر كه در حاجت برادر مسلمان خود سعى كند به جهت طلب كردن رضاى خدا ، خداى عز و جل از برايش به سبب آن هزار هزار
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٩٧