تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : دست خود را به من ده تا آن را بوسه دهم ؛ پس آن را به من عطا فرمود . عرض كردم كه : فداى تو گردم ! سر خويش را نزديك آور ؛ پس حضرت چنان كرد و من بوسه بر سر مباركش دادم . و عرض كردم كه : فداى تو گردم ! پاهاى مباركت را بده تا ببوسم . سه مرتبه فرمود كه : « قسم ياد كرده‌اى ؟ » و سه مرتبه فرمود كه : « چيزى باقى مانده است » . « 1 » 2119 / 5 . محمد بن يحيى ، از عمركَى بن على ، از على بن جعفر ، از امام موسىكاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه به جهت خويشى و رحم ، زنى « 2 » را كه خداوندِ خويشى باشد ، بوسه دهد ، بر او چيزى نيست و گناهى ندارد . و بوسهء برادر در رخ او است ، و بوسهء امام در ميان دو چشم مباركش » . 2120 / 6 . و از او ، از احمد بن محمد بن خالد ، از محمد بن سنان ، از ابو صبّاح مولاى آل‌سام ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « بوسهء بر دهان ، از براى كسى نيست ، مگر از براى زن و فرزند خُرد » . باب در بيان تذاكر برادران

81 . باب در بيان تذاكر برادران « 3 »

2121 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از فضالة بن ايّوب ، از على بن ابىحمزه كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « شيعيان ما رحم‌كنندگانند در ميان خويش ، كه بر يكديگر رحم مىكنند . و آنانند كه چون
هامش
( 1 ) . و مراد حضرت ، چنان كه بعضى گفته‌اند ، آن است كه سوگند ياد كرده‌اى كه اين سه چيز را بوسه دهى ، و دو چيز از آنها را بوسه دادى و يك چيز مانده و آن پاها است ؛ پس آنها را بوسه ده تا قَسَمت راست شود . و بعضى گفته‌اند كه : شايد اقسام از قسم - به كسر قاف - باشد ، و آن به معنى حظّ و نصيب است . و معنى اين است كه : حظّ و نصيب خود را فرا گرفتى ، و بايد كه يك چيز باقى باشد كه بوسه دادن بر آن روا نيست . و من مىگويم كه : اظهر به حسب لفظ و معنى آن است كه كلام بر وجه اخبار نباشد ؛ بلكه به طريق استفهام و انكار باشد . و معنى اين باشد كه : آيا سوگند ياد كرده‌اى كه اين اعضا را بوسه دهى ؟ كه در بوسه دادن يك عضو باقى مانده كه عبارت است از پا ، نيز دست برنمىدارى ؟ ! . و اين معنى ، به حسب معنى ، قريب است به معنى دوم ، و ليكن به حسب لفظ ، تفاوت دارند و خلاف ظاهرى كه در معنى دويم است به حسب لفظ بنابر وجهى ، در اين نيست و بنابر وجهى ديگر ، تفاوتى ندارند . و امّا معنى اوّل بسيار سست است . ( مترجم ) ( 2 ) . در متن حديث « ذا قرابة » است كه به معناى خويشاوند مذكر است . ( 3 ) . و تذاكر ، با همديگر ياد كردن است . ( مترجم )