تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
چيزى را غير از رضاى خدا اراده نداشته باشند و غرضى از اغراض دنيا را نخواهند ، به ايشان گفته شود كه : آمرزيده باد شما را ، و خدا شما را آمرزيد ، پس عمل را از سر گيريد و بناى نو بگذاريد . و چون رو آورند كه از يكديگر احوال پرسند ، فرشتگان به يكديگر گويند كه : از ايشان دور شويد و در جانبى رويد كه ايشان را رازى است و خدا برايشان پوشيده » . اسحاق مىگويد كه : عرض كردم : فداى تو گردم ! پس گفتهء ايشان برايشان نوشته نمىشود و حال آنكه خداى عز و جل فرموده است كه :
« ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ »
« 1 » . اسحاق مىگويد كه : حضرت صادق عليه السلام آهى سرد از دل پر درد بركشيد و گريست تا آنكه آب ديده‌اش ريش مباركش را تر كرد و فرمود : « اى اسحاق ! به درستى كه خداى - تبارك و تعالى - فرشتگان را امر فرموده كه از مؤمنان دور شوند چون به هم رسند ، به جهت اجلال و تعظيم ايشان ، و هر چند كه فرشتگان لفظ ايشان را ننويسند و سخن ايشان را نشناسند ، ليكن خداى داناى راز و پنهان‌تر از آن ، آن را مىشناسد و برايشان حفظ و نگاهدارى مىنمايد » . باب در بيان بوسه دادن

80 . باب در بيان بوسه دادن

2115 / 1 . ابوعلى اشعرى ، از حسن بن على كوفى ، از عبيس بن هشام ، از حسين بن احمد منقرى ، از يونس بن ظبيان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه شما را نورى است كه به آن در دنيا شناخته مىشويد ، تا آنكه يكى از شما چون برادر خود را ملاقات كند ، در موضع نور از پيشانى او را بوسه مىدهد » . 2116 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از رفاعة بن موسى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « بايد كه سر و دست كسى بوسه داده نشود ، مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله يا كسى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به او اراده شود » . 2117 / 3 . على ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از زيد نرسى ، از على بن مؤيّد صاحب جامهء سابرى روايت كرده است كه گفت : بر امام جعفر صادق عليه السلام داخل شدم و دست آن حضرت را گرفتم و آن را بوسه دادم . فرمود : « به درستى كه اين بوسه دادن صلاحيّت ندارد ، مگر از براى پيغمبر يا وصىّ پيغمبر » . 2118 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حجّال ، از يونس بن يعقوب
هامش
( 1 ) . ق ، 18 . لب به سخنى نمىگشايد جز آن كه مراقب حاضر و آماده‌اى نزد او هست .