تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
داشته باشد ، ما او را برمىداريم ؛ چه خود قادر بر راه رفتن نيست . فرمود كه : « اگر توانى كه اين را نسبت به او متوجّه شوى ، چنان كن ، و به دست خود لقمه را در دهانش بگذار ؛ زيرا كه همين دو ، فردا از براى تو بهشت ، و باعث دخول آن است » . 2020 / 14 . از او ، از على بن حكم ، از سيف بن عميره ، از ابوالصّبّاح ، از جابر روايت است كه گفت : شنيدم از مردى كه به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض مىكرد كه : پدر و مادرى دارم كه مخالف‌اند . فرمود كه : « با ايشان نيكى كن ، چنان كه نيكى مىكنى با پدر و مادر مسلمان ، از آنان كه ما را دوست مىدارند » . 2021 / 15 . على بن ابراهيم ، از پدرش و محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد هر دو روايت كرده‌اند ، از ابن‌محبوب ، از مالك بن عطيّه ، از عنبسة بن مصعب ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « سه چيز است كه خداى عز و جل كسى را در ترك آنها رخصت نداده است : يكى اداى امانت به نيكوكار و بدكار ؛ و ديگرى وفا كردن به عهد از براى نيكوكار و نابكار ؛ و سيم نيكى با پدر و مادر ؛ خواه نيكوكار باشند و خواه نابكار و بدكردار » . 2022 / 16 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « از جملهء سنّت و طريقهء پيغمبر و نيكى آن است كه ، مرد كنايه گويد به نام پدرش و تصريح به نام او نكند » . 2023 / 17 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد و على بن محمد ، از صالح بن ابىحمّاد هر دو روايت كرده‌اند ، از وشّاء ، از احمد بن عائذ ، از ابوخديجه سالم بن مكرّم ، از معلّى بن خنيس ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « مردى آمد و پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله را از نيكى با پدر و مادر سؤال كرد . پيغمبر سه مرتبه فرمود : با مادرت نيكى كن . و سه مرتبه فرمود : با پدرت نيكى كن . و به مادر و امر به نيكى با او ، ابتدا فرمود ، پيش از پدر و امر به نيكى با او » . 2024 / 18 . وشّا ، از احمد بن عائذ ، از ابوخديجه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مردى به خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه : دخترى از من متولّد شد و او را تربيت كردم و پرورش دادم ، تا وقتى كه به حدّ بلوغ رسيد ؛ پس او را لباس پاكيزه پوشانيدم و زيورش دادم . بعد از آن او را آوردم تا بر سر چاهى ، و او را در اندرون چاه انداختم ،
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 413 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى