و آخر سخنى كه از او شنيدم اين بود كه مىگفت : اى پدر ! به دادم رس ؛ پس كفّارهء آنچه كردهام چه چيز است ؟ پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : آيا مادرى دارى كه زنده باشد ؟ عرض كرد : نه .
فرمود : پس خالهاى دارى كه زنده باشد ؟ عرض كرد : آرى . فرمود : پس با خالهء خود نيكى كن ؛ زيرا كه خاله به منزلهء مادر است ، تا بپوشاند از تو آنچه را كه كردهاى ، و كفّارهء آن باشد » .
ابوخديجه مىگويد كه : به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه : اين در چه زمان بود ؟ فرمود كه : « در زمان جاهليّت بود ، و عادت ايشان اين بود كه دختران خود را مىكشتند ، به جهت ترس آنكه اسير شوند و در گروه ديگر بزايند » ( يعنى شوهرى غير از قبيلهء خود داشته باشند ) .
2025 / 19 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن اسماعيل بن بزيع ، از حنان بن سدير ، از پدرش روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه :
آيا مىشود كه فرزند ، پدر خود را جزا دهد و حقّ او را ادا كند ؟ فرمود كه : « او را جزايى نيست ، مگر در دو خصلت : يكى آنكه پدر ، بندهء مملوك باشد و پسرش او را بخرد و آزاد كند ؛ و ديگر آنكه بر او قرضى باشد ، و پسر آن را از جانب او ادا كند » .
2026 / 20 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس بن عبدالرحمان ، از عمرو بن شمر ، از جابر روايت كرده است كه گفت : مردى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه : من مردى نوجوان و خرّم و شادانم و جهاد را دوست مىدارم ، و مادرى دارم كه آن را خوش ندارد . پيغمبر صلى الله عليه و آله به آن جوان فرمود كه : « برگرد و با مادرت باش ؛ پس سوگند ياد مىكنم به آن خدايى كه مرا به حقّ به پيغمبرى مبعوث گردانيده ، كه هر آينه انس مادرت به تو در يك شب ، كه انيس او باشى ، بهتر است از آنكه يك سال در راه خدا جهاد كنى » .
2027 / 21 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد ، از حسن بن على ، از عبداللَّه بن سنان ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه بندهاى هست كه با پدر و مادر خود نيكوكار مىباشد در زمان حيات ايشان . بعد از آن مىميرند ، پس قرضهاى ايشان را ادا نمىكند و از براى ايشان طلب مغفرت نمىنمايد ؛ پس خداى عز و جل او را عاق و نافرمان مىنويسد . و به درستى كه بندهاى هست كه در زمان حياتِ پدر و مادر ، عاق و نافرمان ايشان مىباشد ، و با ايشان نيكى نمىكند ، و چون مىميرند ، قرض ايشان را ادا مىكند ، و از براى ايشان طلب مغفرت مىنمايد ؛ پس خداى عز و جل او را نيكوكار مىنويسد » .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 415
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤١٥