و مىترسند از بدى و سختى حساب » .
صفوان مىگويد كه : عبداللَّه عرض كرد كه : راست گفتى ، و گويا كه من هرگز اين آيه را از كتاب خدا نخواندهام ؛ پس دست در گردن يكديگر كردند و گريستند .
1997 / 24 . و از او ، از على بن حكم ، از عبداللَّه سنان روايت است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : مرا پسرعمّويى است كه مكرّر به او مىپيوندم و او از من مىبُرد ، تا آنكه به جهت جدايى و بريدنش از من ، قصد كردهام كه از او ببُرم . فرمود كه : « چون تو به او بپيوندى و او از تو ببرد ، خدا به هر دو پيوندد ، و اگر تو از او ببرى و او از تو ببرد ، خدا از هر دو خواهد بريد » .
1998 / 25 . از او ، از على بن حكم ، از داود بن فرقد روايت است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « من دوست مىدارم كه خدا بداند كه من در باب رحم و خويش خود گردنم را خوار كردهام و ذلّت را بر خود قرار دادهام . به درستى كه من پيشى مىگيرم خاندان خود را و به ايشان مىپيوندم ، پيش از آنكه از من بىنيازى جويند » .
1999 / 26 . از او ، از وشّاء ، از محمد بن فضيل صيرفى ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت است كه فرمود : « به درستى كه رحم آل محمد - يعنى ائمه - به عرش آويخته عرض مىكند :
بار خدايا ! هر كه به من پيوندد ، به او بپيوند ، و هر كه از من ببُرد ، از او ببُر . و بعد از رحم ايشان ، رحم و احكام آن ، در رحمهاى مؤمنان جارى است ؛ پس اين آيه را تلاوت فرمود كه :
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ »
« 1 » .
2000 / 27 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از ابنفضّال ، از ابنبكير ، از عمر بن يزيد كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل :
« الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ »
« 2 » . فرمود كه : « آن خويشِ تو است » .
2001 / 28 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از حمّاد بن عثمان و هشام بن حكم و درست بن ابىمنصور ، از عمر بن يزيد روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام
هامش
( 1 ) . نساء ، 1 . و از خدايى كه به نام او از يكديگر درخواست مىكنيد و از بريدن و قطع رابطه با خويشان پروا كنيد كه خدا هماره مراقب شما است .
( 2 ) . رعد ، 21 . كسانى كه با آنچه خدا دستور داده بپيوندند ، مىپيوندند .