تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه از روزى او را قانع نكند ، مگر آن‌چه بسيار باشد ، كفايت نكند او را از عمل ، مگر آنكه بسيار باشد ، و هر كه اندكى او را از روزىاى كفايت كند ، اندكى از عمل خير او را كفايت كند » . 1925 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمود كه : اى فرزند آدم ! اگر چنانى كه از دنيا مىخواهى آن‌چه تو را كفايت كند ، كمتر چيزى كه در آن است ، تو را كفايت مىكند . و اگر چنانى كه نمىخواهى ، مگر آن‌چه تو را كفايت نكند ، آن‌چه در آن است ، تو را كفايت نخواهد كرد » . 1926 / 7 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از عبدالرحمان بن محمد اسدى ، از سالم بن مكرّم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « حال مردى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله بسيار سخت و پريشان شد . زن آن مرد به وى گفت كه : كاش به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرفتى و از آن حضرت چيزى طلب مىكردى ! پس آن مرد به خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد ، و چون پيغمبر صلى الله عليه و آله او را ديد ، فرمود كه : هر كه از ما چيزى خواهد ، به او مىدهيم ، و هر كه بىنيازى جويد ، خدا او را بىنياز گرداند . آن مرد گفت كه : از اين سخن غير مرا قصد ندارد و مقصود آن حضرت منم . بعد از آن ، به سوى زنش برگشت و او را اعلام كرد . زنش گفت كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله انسان است ؛ يعنى معلوم نيست كه اين امر را بداند ؛ زيرا كه اين غيب است ، و چون چنين است او را اعلام كن ؛ پس آن مرد دوباره به خدمت حضرت آمد ، و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله او را ديد ، فرمود كه : هر كه از ما سؤال كند ، به او عطا مىكنيم ، و هر كه بىنيازى جويد ، خدا او را بىنياز گرداند . تا آنكه آن مرد سه مرتبه چنين كرد . بعد از آن رفت و تبرتيشه‌اى را از كسى به عاريت گرفت و به كوه آمد ، و بر آن بالا رفت و قدرى هيزم كند ؛ پس آن را آورد و فروخت به نيم مدّ « 1 » [ حدود 375 گرم ] از آرد ، به خانه برگشت و آن را خورد . و در فردا رفت و بيش از آن‌چه در روز اوّل آورده بود هيزم آورد ، و پيوسته كار مىكرد و جمع
هامش
( 1 ) . و مدّ ، - به ضمّ ميم و تشديد دال - صد و پنجاه و سه مثقال و نيم مثقال صيرفى است . و بنابراين بهاى هيزمش‌هفتاد و شش مثقال و سه چهار يك مثقال آرد بود . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 359 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى