تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
مىنمود تا آنكه تبر تيشه‌اى را خريد . بعد از آن ، جمع كرد تا آنكه دو كنيز و يك غلام خريد . بعد از آن ، مالش بسيار شد ، تا آنكه توانگر گرديد ؛ پس به خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد ، و آن حضرت را اعلام كرد كه چگونه آمده بود كه از آن حضرت چيزى طلب كند ، و چگونه از پيغمبر صلى الله عليه و آله شنيده بود . پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : با تو گفتم كه هر كه از ما سؤال كند ، به او عطا مىكنيم ، و هر كه بىنيازى جويد ، خدا او را بىنياز گرداند » . 1927 / 8 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از على بن حكم ، از حسين بن فرات ، از عمرو بن شمر ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : هر كه خواهد كه بىنيازترين مردم باشد ، بايد كه اعتمادش بر آن‌چه در دست قدرت خدا است ، بيشتر باشد از اعتمادش به آن‌چه در دست غير آن جناب است » ( يعنى به غير خدا اصلًا اعتماد نداشته باشد ) . 1928 / 9 . از او ، از ابن‌فضّال ، از عاصم بن حميد ، از ابوحمزه ، از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت است كه فرمود : « هر كه قناعت كند به آن‌چه خدا او را روزى كرده ، از جملهء بىنيازترين مردمان است » . 1929 / 10 . از او ، از ابن‌فضّال ، از ابن‌بكير ، از حمزة بن حمران روايت است كه گفت : مردى به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كرد كه طلب مىكند و به مطلوب خويش مىرسد ، و قناعت نمىكند ، و نفسش با او منازعه مىنمايد و او را مىدارد بر اينكه برود به سوى آن‌چه از آن بيشتر است . و عرض كرد كه : چيزى به من تعليم كن كه به آن منتفع شوم . حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « اگر آن‌چه تو را بس باشد ، تو را بىنياز مىگرداند ، پست‌ترين آن‌چه در آن است ، تو را بىنياز مىگرداند ، و اگر چنان باشد كه آن‌چه تو را بس باشد ، تو را بىنياز نگرداند ، همهء آن‌چه در آن است ، تو را بىنياز نمىگرداند » . 1930 / 11 . از او ، از چند نفر از اصحاب ما ، از حنان بن سدير روايت است كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : هر كه راضى باشد از دنيا به آن‌چه او را مجزى و كافى باشد ، كمترين آن‌چه در آن است او را بس باشد ، و هر كه از دنيا به آن‌چه او را كافى باشد ، راضى نباشد ، در آن چيزى نباشد كه او را بس باشد .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 361 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى