هنگامى كه بر او وارد شده ، به واسطهء آن بدبخت شده . و بسا كسى هست كه امرى را ناخوش دارد ، و در هنگامى كه بر او وارد شده ، به سبب آن نيكبخت گرديده ، و اين است معنى قول خداى عز و جل
« وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ »
« 1 » ؛ يعنى : « و نيز گردانيدن دولت و عشرت و نكبت و عسرت در ميان مردمان ، از براى آن است كه پاك و پاكيزه گرداند خدا آنان را كه ايمان آوردهاند ، و كافران را نيست سازد و هلاك گرداند » .
1909 / 17 . از او ، از على بن حكم ، از موسى بن بكر ، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت است كه فرمود : « ابوذر گفت كه : خدا دنيا را از جانب من مذمّت جزا دهد ، بعد از دو گرده از نان جو كه به يكى از آنها چاشت كنم و به ديگرى شام كنم ، و بعد از دو جامهء پشمينه كه يكى را لنگ و ديگرى را ردا گردانم » .
1910 / 18 . و از او ، از على بن حكم ، از مثنّى ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « ابوذر در خطبهء خويش مىگفت كه : اى جويندهء علم ! گويا چيزى از دنيا هيچ نبوده ، مگر آنچه خوبِ آن نفع بخشد ، و بدِ آن ضرر رساند ، مگر كسى كه خدا او را رحم كند . اى جويندهء علم ! هيچيك از اهل و مال ، تو را از نفس تو مشغول نسازند كه به كار خويش نپردازى . تو در روزى كه از ايشان جدا مىشوى ، مانند ميهمانى هستى كه در ميان ايشان شب را به روز آورده باشى ، و بعد از آن صبح كردى ، و از ايشان درگذشتى و به سوى غير ايشان رفتى . و دنيا و آخرت چون منزلى است كه از آن به غير آن منتقل كردى ، ما بين مردن و زنده شدن و برانگيخته شدن از قبرها . نيست مرگ مانند خوابكى كه آن را به عمل آورى و در آن بخوابى ؛ پس از آن خواب ، بيدار شوى . اى جويندهء علم ! از براى ايستادن خويش در نزد خداى عز و جل عمل خير را پيش دار ؛ زيرا كه تو به عمل خويش مثاب و مأجور خواهى بود .
اى جويندهء علم ! چنان كه مىكنى جزا داده مىشوى » .
1911 / 19 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از قاسم بن يحيى ، از جدّش حسن بن راشد ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
مرا با دنيا چه كار ؟ ! و من و دنيا با هم چه مناسبت داريم ؟ ! جز اين نيست كه داستان من چون داستان سوارهاى است كه در روز بسيار گرمى درختى از برايش نمودار شود ؛ پس در زير آن
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 141 .