درخت قيلوله كند ، بعد از آن برود و آن درخت را وا گذارد » .
1912 / 20 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يحيى بن عقبهء ازدى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود كه : داستان حريص بر دنيا ، چون داستان كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر بر خود مىپيچيد ، دوريش از بيرون آمدن بيشتر باشد ، تا آنكه از روى غم و اندوه بميرد » . يحيى مىگويد : و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « در آنچه لقمان پسر خويش را به آن پند داد اين بود كه : اى فرزند عزيز من ! به درستى كه مردمانِ پيش از تو ، از براى فرزندان خود جمع كردند ؛ پس آنچه جمع كردند ، و آنكه آن را برايش جمع كردند ، هيچيك نماندند . و نيستى تو ، مگر بندهء اجير شده ، كه خدا تو را اجير و مزدور خود گردانيده ، تا از براى او كار كنى . و به كارى مأمور شدهاى ، و بر آن به مزدى وعده داده شدهاى ؛ پس كار خود را تمام كن و مزد خويش را تمام بگير . و در اين دنيا به منزلهء گوسفندى مباش كه در كشت سبزى افتد ، پس بخورد تا فربه شود ، بعد از آن مرگش ، در نزد فربه شدنش باشد ؛ چه گوسفند چون فربه شد ، او را سر مىبرند . و لكن دنيا را به منزلهء پلى قرار داده كه بر روى نهرى بسته باشد كه تو بر بالاى آن بگذرى ، و آن را بگذارى ، و تا آخر دهر و عمر خويش به سوى آن باز نگردى . دنيا را خراب بگذار و تعمير مكن آن را ؛ زيرا كه تو مأمور به عبادت آن نشدهاى . و بدان كه زود باشد كه تو در فردا سؤال شوى ، چون در نزد خداى عز و جل بايستى ، از چهار چيز : يكى جوانى خويش ، كه آن را در چه چيز كهنه گردانيدى و به پيرى رسانيدى ؛ دويم عمر خويش را ، كه آن را در چه چيز فانى و تمام كردى ؛ سيم و چهارم از مال خويش ، كه آن را از چه راه كسب كردى و پيدا نمودى ؟ و در چه مصرف آن را صرف كردى ؟ پس از براى اين امر آماده شو و از برايش جوابى را آماده كن . و اندوه مخور بر آنچه از دنيا تو را فوت شود ؛ زيرا كه ، كمى از دنيا ، پيوسته باقى نباشد و دوامى ندارد ، و بسيارِ آن از بلايش ايمن نمىتوان بود ؛ پس آنچه را كه باعث حفظ و نگاهدارى تو است فرا گير ، و در كار خويش جد و جهد به عمل آور ، و پرده را از روى خويش زائل كن ، و متعرّض نيكى پروردگار خود شو ، و توبه را در دل خود تازه كن ، و در هنگام فراغِ خويش ، دامن همّت را بر زن و شتاب كن و كوشش به جا آور ، پيش از آنكه به جانب تو قصد شود ، و فضاى تو گذارده شود ، و حيلوله و منع واقع شود در ميان تو و آنچه مىخواهى » ( يعنى پيش از مردن ) .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٤٩