رغبت نداشته باشيد » .
عبداللَّه مىگويد : و نيز شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « چون مؤمن خود را از دوستى دنيا خالى سازد ، بلند شود و شيرينى دوستى خدا را بيابد ، و در نزد اهل دنيا چنان باشد كه گمان برند كه ديوانه شده ، و جز اين نيست كه شيرينى دوستى خدا به آن گروه آميخته ، و به اين سبب به غير خدا مشغول نشدهاند » .
راوى مىگويد : و نيز از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : « به درستى كه دل چون صاف شود و خباثت نفسانى و رذائل شيطانى در آن نباشد ، زمين بر او تنگ گردد و قرار نگيرد ، تا از اين عالم به سوى عالم بالا بلند شود » .
1903 / 11 . على ، از على بن محمد قاسانى ، از قاسم بن محمد ، از سليمان بن داود منقرى ، از عبدالرّزّاق بن همام ، از معمر بن راشد ، از زهرى - يعنى محمد بن مسلم بن شهاب - روايت كرده است كه گفت : از حضرت على بن الحسين - صلوات اللَّه عليهما - سؤال شد كه :
كداميك از عملها در نزد خداى عز و جل بهتر است ؟ فرمود كه : « بعد از معرفت خداى عز و جل و معرفت رسول خدا صلى الله عليه و آله ، هيچ عملى از بغض دنيا بهتر نيست . و به درستى كه آن را شعبههاى بسيار باشد ، و معصيتها را شعبهاى چند است ؛ پس اوّل چيزى كه خدا به آن نافرمانى شده ، تكبّر است ، و آن معصيتى است كه از شيطان سر زد ، در هنگامى كه از سجدهء آدم اباء و امتناع نمود و گردنكشى كرد و از جملهء كافران محسوب شد . و ديگر حرص است ، و آن معصيت آدم و حوّا است ، در هنگامى كه خداى عز و جل به ايشان فرمود كه :
« فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ »
« 1 » ( و در قرآن
« فَكُلا »
با فاء است ) يعنى : « پس بخوريد از هر جا كه خواهيد ، و به اين درخت نزديك مشويد و از آن مخوريد ، كه از جملهء ستمكاران بر خويش مىشويد » . حضرت فرمود : « پس ايشان چيزى را فرا گرفتند كه به آن احتياج نداشتند ، و به اين سبب حرص بر ذريّهء ايشان داخل شد تا روز قيامت . و بيان اين آن است كه ، بيشتر آنچه فرزند آدم طلب مىكند ، چيزى است كه به آن احتياج ندارد . بعد از آن ، حسد و بدخواهى مردم است ، و آن معصيت قابيل پسر آدم است ؛ زيرا كه ، بر هابيل برادر خويش حسد برد و او را كشت . بعد از آن ، دوستى زنان و دوستى دنيا و دوستى رياست و مهترى و دوستى
هامش
( 1 ) . اعراف ، 19 .