تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
به عكس . و آنچه از سبكى و شتاب اصحاب خويش و اخلاق ناپسنديدهء ايشان ديده‌اى ، ناشى [ شده است ] از آنچه به ايشان رسيده ، از آلودگى و مالش به اصحاب دست چپ ، و آنچه‌ديده‌اى از سيماى نيك آنان كه با شما مخالفت كرده‌اند ، و استوارى عقل و آرام ايشان ، ناشى شده است از آنچه به ايشان رسيده ، از آلودگى و مالش به اصحاب دست راست » . 1464 / 3 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسن ، از على بن اسماعيل ، از محمد بن اسماعيل ، از سعدان بن مسلم ، از صالح بن سهل ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « از رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال شد كه به چه چيز بر فرزندان آدم پيشى گرفتى ؟ فرمود : زيرا كه من اوّل كسى هستم كه به پروردگار خود اقرار نمودم . به درستى كه خدا پيمان از پيغمبران گرفت و ايشان را بر خود ايشان شاهد گردانيد ، كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : بلى ، تويى پروردگار ما . پس اوّل كسى كه جواب داد ، من بودم » . باب در بيان اينكه خلايق چگونه اجابت نمودند و . . .

5 . باب در بيان اينكه خلايق چگونه اجابت نمودند و جواب دادند ، و ايشان چون مورچگان بودند

1465 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابىعمير ، از بعضى از اصحاب ما ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم : فرزندان آدم چگونه جواب دادند و حال آنكه ايشان چون مورچگان بودند ؟ فرمود : « در ايشان قرار داد آنچه را كه چون از ايشان سؤال كرد ، او را جواب دادند ؛ يعنى در وقت پيمان » . « 1 » باب در بيان فطرت خلايق بر توحيد

6 . باب در بيان فطرت خلايق بر توحيد « 2 »

1466 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم :
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
؛ يعنى : « ملازم شويد آفرينش خدا را ، كه خدا مردم را بر آن آفريده در اول امر ، و دست از آن برمداريد » . حضرت فرمود : « آن فطرت ، توحيد است » . 1467 / 2 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از عبداللَّه سنان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : از آن حضرت سؤال كردم از قول خداى عز و جل :
هامش
( 1 ) . و مراد از آن ، چنانچه گفته‌اند : قوّهء استعداديّه است ازبراى نفس ناطقه ، كه قابل كمالات و اعمال خير و نطق است ، به حيثيّتى كه چون سؤال واقع شود ، به زبان گفتار جواب دهند . ( مترجم ) ( 2 ) . و فطرت - به كسر فاء سعفص و سكون طاء حطّى - ، آفرينش و ابتداى كار است . ( مترجم )