جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « حضرت على بن الحسين عليهما السلام به جماعتى گذشت كه خوره داشتند . و آن حضرت بر الاغ خويش سوار بود و آن جماعت چاشت مىخوردند ؛ پس آن حضرت را به چاشت خوردن دعوت نمودند و تكليف كردند كه با ايشان طعام تناول فرمايد . فرمود : اگر نه اين بود كه من روزه دارم ، هر آينه [ تناول ] مىكردم و با شما چاشت مىخوردم ؛ پس در هنگامى كه به منزل خويش رسيد ، امر فرمود كه طعامى بسازند ، و شروع شد به ساختن طعام . و امر فرمود كه در باب آن سعى بليغى به عمل آورند و نيكو بسازند . بعد از آن ايشان را طلبيد ، و در نزد آن حضرت چاشت خوردند و حضرت با ايشان چاشت ميل فرمود » .
1871 / 9 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از عثمان بن عيسى ، از هارون بن خارجه ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « از جملهء تواضع آن است كه مردى در جايى بنشيند كه پستتر از شرف و بزرگوارى او باشد » .
1872 / 10 . از او ، از ابنفضّال و محسن بن احمد ، از يونس بن يعقوب روايت است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام به سوى مردى از مردم مدينه نظر فرمود كه از براى عيال خود چيزى خريده و آن را برداشته بود ؛ پس چون آن مرد حضرت را ديد از او شرم نمود . حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « اين را از براى عيال خود خريدهاى و برداشتهاى كه به سوى ايشان برى .
بدان و آگاه باش ! به خدا سوگند كه اگر ترس مردم مدينه نبود ، دوست مىداشتم كه از براى عيال خود چيزى را بخرم و آن را برداشته به سوى ايشان ببرم » .
1873 / 11 . از او ، از پدرش ، از عبداللَّه بن قاسم ، از عمرو بن ابىالمقدام ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « در آنچه خداى عز و جل به سوى داود عليه السلام وحى فرمود اين بود كه : اى داود ! چنان كه نزديكترين مردمان به خدا متواضعانند ، همچنين دورترين مردمان از خدا متكبّرانند » .
1874 / 12 . از او ، از پدرش ، از على بن حكم روايت است كه آن را مرفوع ساخته به سوى ابوبصير كه گفت : بر ابوالحسن حضرت امام موسى كاظم عليه السلام داخل شدم در سالى كه روح مطهّر امام جعفر صادق عليه السلام در آن قبض شد . و عرض كردم كه : فداى تو گردم ! تو را چه مىشود كه گوسفندى را سر بريدى و فلان كس شترى را به جهت قربانى نحر كرد . فرمود :
« اى ابامحمد ! نوح عليه السلام در كشتى بود ، و در آن بود ، آنچه خدا مىخواست . و آن كشتى پر بود
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٢٣