امام جعفر صادق عليه السلام مثل اين را روايت كرده و گفته است كه : « هر كه خدا را بسيار ياد كند ، خدا او را در بهشت خويش در سايهء رحمتش جا دهد » .
1867 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از ابنفضّال ، از علاء بن رزين ، از محمد بن مسلم كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه ذكر مىفرمود كه : « فرشتهاى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه : خداى - تعالى - تو را مخيّر ساخته كه بنده و رسول متواضع باشى يا پادشاه و رسول » . حضرت فرمود كه : « پيغمبر به جبرئيل عليه السلام نظر فرمود ، و جبرئيل به دست خويش اشاره كرد كه تواضع و فروتنى كن ؛ پس پيغمبر فرمود كه : بندهء متواضع و رسول مىباشم ؛ پس آن فرشتهاى كه خدا او را فرستاده بود به پيغمبر عرض نمود كه : با آنكه پادشاهى چيزى را از آنچه در نزد پروردگار تو است ، از تو كم نمىكند » . و حضرت فرمود كه : « با آن فرشته ، كليدهاى تمام خزينههاى زمين بود » .
1868 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « از جملهء تواضع آن است كه راضى باشى به مجلس و نشستنگاهى كه پستتر باشد از جاى تو ؛ و آنكه سلام كنى بر هر كه او را ملاقات نمايى ؛ و آنكه ستيزه را ترك كنى ، و هر چند كه محق باشى و حق با تو باشد ؛ و دوست ندارى كه كسى تو را بر تقوى و پرهيزگارى مدح و ثنا گويد » .
1869 / 7 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از على بن يقطين ، از آنكه او را روايت كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى عز و جل به سوى موسى عليه السلام وحى فرمود كه : اى موسى ! آيا مىدانى كه چرا تو را به سخن گفتن با خويش بىواسطه برگزيدم ، و با ساير خلق خود چنين نكردم ؟ موسى عرض كرد كه : اى پروردگار ! چرا چنين كردى ؟ » حضرت فرمود : « مىفرمايد كه : خداى - تبارك و تعالى - به سوى او وحى فرمود كه : اى موسى ! من همهء بندگان خويش را گردانيدم و ايشان را پشت و رو كردم ، پس در ميانهء ايشان يكى را نيافتم كه از تو ، خويش را خواركنندهتر باشد از براى من . اى موسى ! به درستى كه تو چون نماز را به جا مىآورى ، رخ خود را بر خاك مىگذارى - يا آنكه فرمود كه - بر زمين مىگذارى » .
( و اين ترديد از راوى حديث است نه از حضرت عليه السلام ) .
1870 / 8 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از هشام بن سالم ، از امام
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٢١