تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
امرى بگرداند ؛ پس او را بر آن امر وا مىگذارد ، تا هنگامى كه او را به واسطهء ناسخ از آن امر مىگرداند ، به جهت ناخوش داشتن سنگينى حق بر او » . 1861 / 15 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : هرگز دو كس با يكديگر صحبت نداشته‌اند ، مگر آنكه بزرگ‌ترين ايشان از روى اجر ، و دوست‌ترين ايشان به سوى خداى عز و جل ، نرم‌ترين ايشان به يار خويش بوده است » . 1862 / 16 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن حسّان ، از حسن بن حسين ، از فضيل بن عثمان روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « هر كه در امر خود صاحب رفق باشد ، آن‌چه از مردم اراده كند مىيابد » . باب در بيان تواضع و فروتنى كردن

59 . باب در بيان تواضع و فروتنى كردن

1863 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از هارون بن مسلم ، از مسعدة بن صدقه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « نجاشى ( يعنى پادشاه حبشه كه اصحمه نام داشت ) به سوى جعفر بن ابىطالب و رفقاى او كه در حبشه بودند فرستاد و ايشان را طلبيد ؛ پس بر او داخل شدند و ديدند كه در حجره‌اى از حجره‌هاى خويش بر روى خاك نشسته و جامه‌هاى كهنه پوشيده است » . حضرت فرمود كه : « جعفر عليه السلام گفت كه : ما از نجاشى ترسيديم ، در هنگامى كه او را بر اين حالت ديديم ؛ پس چون ديد كه به ما چه رسيد و روىهاى ما متغيّر گرديد و رنگ‌هاى ما زرد شد ، گفت : ستايش از براى خدايى كه محمد را يارى كرد و چشم او را روشن گردانيد . آيا نمى خواهيد كه شما را مژده دهم ؟ من گفتم : بلى ، اى پادشاه ! ما را مژده ده . نجاشى گفت كه : در اين ساعت جاسوسى از جاسوس‌هاى من ، از جانب زمين شما كه در آنجا مىبود به نزد من آمد و مرا خبر داد كه خداى عز و جل پيغمبر خود ، محمد صلى الله عليه و آله ، را يارى نمود ، و دشمنان او را هلاك گردانيد ، و فلان و فلان اسير و دستگير شدند ، و در وادىاى به هم رسيدند كه آن را بدر مىگويند و اراك « 1 » بسيارى در آن جاست . نجاشى گفت : به خدا سوگند كه گويا من به آن موضع نظر مىكنم و الحال آن را مىبينم ؛ زيرا كه من در آنجا از براى سيّد خود شبانى مىكردم و گوسفند مىچرانيدم . و سيّد من مردى از
هامش
( 1 ) . و اراك - به فتح همزه درختى است كه از چوب آن سواك گيرند . و بعضى گفته‌اند : درخت شور و تلخ است .