تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
بشير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه خداى - تبارك و تعالى - صاحب رفق است ، و رفق را دوست مىدارد . پس از جملهء رفق آن جناب با بندگان خويش ، بيرون كشيدن او است - به رفق و مدارايى - كينه‌ها و ضدّيّت ايشان را با هوا و هوس و دل‌هاى ايشان ، چنان كه تيغ را از نيام بيرون مىكشند . و از جملهء رفق او با ايشان ، آن است كه ايشان را وا مىگذارد بر امرى كه اراده دارد كه ايشان را از آن دور گرداند ، از روى نرمى كردن با ايشان ، تا آنكه دسته‌هاى ايمان و سنگينى آن را يك بار بر ايشان نيندارد « 1 » تا ضعيف و ناتوان شوند ؛ پس هر گاه اين را اراده فرمايد ، آن امر را به امرى ديگر نسخ و بر طرف سازد ؛ پس اين امر منسوخ شود و تكليف در باب آن باقى نماند » . 1850 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن‌محبوب ، از معاوية بن وهب ، از معاذ بن مسلم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : نرمى نمودن با مردم مبارك است ، و درشتى نمودن شوم و نامبارك » . 1851 / 5 . از او ، از ابن‌محبوب ، از عمرو بن شمر ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : « به درستى كه خداى عز و جل صاحب رفق است . رفق را دوست مىدارد و بر رفق عطا مىكند ، آن‌چه را كه بر عنف و درشتى كردن عطا نمىكند » . 1852 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از عمر بن اذينه ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : رفق بر چيزى گذاشته نشد ، مگر آنكه آن را آرايش داد ، و از چيزى برداشته نشد ، مگر آنكه آن را زشت گردانيد » . 1853 / 7 . على ، از پدرش ، از عبداللَّه بن مغيره ، از عمرو بن ابىالمقدام روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته به سوى پيغمبر صلى الله عليه و آله كه فرمود : « به درستى كه زيادتى و بركت در رفق است . و هر كه از رفق محروم شود ، از هر خوبى محروم گردد » . 1854 / 8 . از او ، عبداللَّه بن مغيره ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « رفق از خاندانى دور نشد ، مگر آنكه هر خوبى از ايشان دور شد » . 1855 / 9 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از ابراهيم بن محمد ثقفى ، از على بن معلىّ ، از اسماعيل بن يسار ، از احمد بن زياد بن ارقم ( و بنا بر بعضى
هامش
( 1 ) . مقصود آن است كه همه واجبات را يكباره نازل و واجب نمىكند .