تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
روايت است كه فرمود : « نيكى و خوش‌خلقى ، خان‌ها « 1 » و ولايت‌ها را آبادان مىكنند ، و در عمرها مىافزايند » . 1753 / 9 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از محمد بن عبدالحميد كه گفت : حديث كرد مرا يحيى بن عمرو ، از عبداللَّه بن سنان كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « خداى - تبارك و تعالى - وحى فرمود به سوى بعضى از پيغمبران خويش كه : خلق خوش گناه را مىگدازد ؛ چنان كه آفتاب شبنم را مىگدازد » . 1754 / 10 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسن بن على وشّاء ، از عبداللَّه بن سنان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مردى در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله هلاك شد . و حضرت به نزد قبركن‌ها تشريف آورد و ديد كه ايشان هيچ نكنده‌اند ، و اين مطلب را به رسول خدا صلى الله عليه و آله شكايت كردند و عرض كردند كه : يا رسول اللَّه ! آهنى كه با ما است از كلنگ و امثال آن ، در اين زمين كار نمىكند ، و گويا كه آن را در سنگ سخت مىزنيم . فرمود كه : چرا چنين است ؟ به درستى كه صاحب شما - يعنى آن ميّت - خوش‌خلق بود . و فرمود كه : قدحى از آب به نزد من آوريد ؛ پس آن را به نزد حضرت آوردند ، و دست خويش را در آن داخل كرد و آن را بر روى زمين پاشيد و زمين را اندكى آب زد . بعد از آن فرمود كه : بكنيد » . حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « قبركن‌ها قبر را كندند ؛ پس گويا كه آن ريگ بود كه بر ايشان مىريخت » . 1755 / 11 . از او ، از محمد بن سنان ، از اسحاق بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « خلق خوش ، عطيّه و بخششى است كه خداى عز و جل آن را به خلق خويش عطا مىفرمايد ؛ پس پاره‌اى از آن خلق ، خو و طبيعت است ، و برخى از آن ، نيّت ، كه به قصد كردن آن به عمل مىآيد » . عرض كردم كه : كدام يك از اين دو بهتر است ؟ فرمود كه : « صاحب خو و طبيعت ، مخلوق است بر آن و غير آن را نمىتواند ، و صاحب نيّت ، بر طاعت ، منتهاى صبر به عمل مىآورد و سعى مىنمايد ؛ پس آن افضل فَردَيْن است كه از ديگرى بهتر است » . 1756 / 12 . و از او ، از بكر بن صالح ، از حسن بن على ، از عبداللَّه بن ابراهيم ، از على بن ابوعلى لهبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « به درستى كه خداى - تبارك و
هامش
( 1 ) . خان ، همان خانه و نيز كاروان‌سرا است .